کاربر گرامی به وب سایت دادسرا یار خوش آمدید | برای استفاده کامل از امکانات سایت عضو یا وارد شوید

اکراه در قتل و مجازات بررسی تخصصی

شما در حال مشاهده مطلب مذکور در بخش مقالات سایت می باشید

اکراه در قتل و مجازات بررسی تخصصی

 اکراه در قتل و مجازات بررسی تخصصی

ماهیت و شرایط اکراه در جرم قتل

غالبا اکراه را چنین تعریف کرده اند: اکراه وادار کردن دیگری است به انجام یا ترک فعلی که از آن کراهت دارد. اما این فقط یکی از معانی اکراه بوده و نمی تواند به عنوان معنای دقیق آن مورد پذیرش واقع شود. زیرا اراده آزاد ممکن است در مواردی به مکروهات نیز تعلق گیرد، اگرچه غالبا به آنچه بدان اشتیاق دارد متوجه می گردد. هم چنانکه عدم تمایل به خوردن داروی تلخ که نزد بیمار مکروه بوده و به سبب ترجیحات عقلیه از آن استفاده می کند، مانع اسناد تناول دارو به اراده آزاد بیمار نمی گردد و از طرف دیگر چنانچه امری به حسب طبع مرتكب مورد اشتیاق وی باشد، لكن به دلیل مصالح عقلایی اراده وی به ترک آن امر تعلق گیرد.

در صورت نیاز به خدمات مشاوره و یا دریافت وکیل شما می توانید از خدمات مشاوره حقوقی تلفنی وبسایت دادسرایار استفاده نمایید.

مانند میل به نوشیدن آب برای بیماری که بدان نهی شده است. اگر دیگری وی را به نوشیدن آب وادار کند فعل بیمار اکراهی خواهد بود هر چند نزد مرتکب کراهت نداشته است. همچنین است اگر کسی به انجام اعمال منافی عفت یا شرب خمر اشتیاق داشته و درصدد ارتکاب جرم باشد و در همین حال دیگری با تهدید وی را به انجام آن اعمال وادار نماید و او به دلیل کراهت از امر آمر و نه کراهت نسبت به جرایم مذکور مایل به انجام آن نبوده لكن تحت تأثیر فشار و تهدید، مرتکب جرم شود اکراه تحقق یافته است، هر چند نسبت به ذات شیئی اشتیاق وجود داشته است. بنابراین با توجه به نکات فوق می توان در تعریف اکراه چنین گفت: اکراه عبارت است از الزام قهری دیگری به ترک یا انجام امری. عناصر موجود در تعریف مذکور که اجزاء لازم در تحقق اکراه قلمداد می گردد عبارتند از:

١- اکراه کننده (مكره) ۲- اکراه شونده (مكره) ۳- تهدید ۴- فعل درخواستی

اکراه شونده حداکثر باید همان کاری را انجام دهد که از او خواسته شده و برای دفع ضرر و صدمه بیشتر ناچار به ارتکاب آن بوده است. معیار تحقق اکراه یک امر شخصی است که باید با توجه به شخص اکراه کننده، طبیعت تهدید و میزان ضرر احتمالی که ممکن است از اجرای تهدید به بار آید و ویژگی های شخصیتی اکراه شونده مورد ارزیابی قرار گیرد.اکراه مانند اضطرار و بر خلاف اجبار اراده شخص را سلب ننموده، بلکه آزادی او را در سنجش نفع و ضرر خود کاملا محدود می سازد. به طوری که شخص برای آنکه خود را از نتایج وخیم عدم تبعیت از خواست اکراه کننده برهاند، با انجام فعل مطلوب وی تسلیم او می گردد.

در تیم دادسرایار به منظور تکمیل هر چه بهتر مطالب ذکر شده بر آن شدیم که در اینجا مقاله وکیل قتل را به شما دوستان عزیز معرفی کنیم. 

اکراه در جنایات مادون نفس

قانون گذار در مواد مختلف قانون مجازات اسلامی تأثیر اکراه در جرایم تعزیری، جرایم مستلزم حد و نیز اکراه در جنایت قتل را مورد توجه قرار داده است. لکن در خصوص اکراه در جنایات مادون نفس هیچ حکمی بیان نکرده است. بنابراین با توجه به قواعد کلی حاکم بر حقوق جزا همچنانکه فقیهان اسلامی نیز تصریح کرده اند،

اکراه می تواند مانند جرایم دیگر به جز قتل مجوز ارتکاب جنایات مادون نفس باشد..انجام جنایت مادون نفس به وسیله اکراه شونده در صورتی جایز شمرده می شود که تمام شرایط لازم در تحقق اکراه موجود بوده و جانی برای دفع خطر شدیدتر اقدام به جنایت اخف کرده باشد، در این صورت بنابر رأی برخی از فقها قصاص از مکره و مک هر دو ساقط می گردد. زیرا اکراه کننده مرتکب قطع و جرح نشده است، بلکه اکراه شونده با اراده و برای دفع ضرر چنین کرده است. اکراه شونده نیز محکوم به قصاص نمی شود. زیرا فعل وی عدوانی قلمداد نشده و فقط به دلیل اسناد جنایت به او دیه بر عهده مباشر ثابت خواهد بود. لكن به موجب رأی گروهی دیگر اکراه کننده محکوم به قصاص می گردد. (۲) زیرا تمام شرایط اکراه محقق بوده و سبب اقوى از مباشر است.

در خصوص مطالب ذکر شده خالی از لطف نیست که به مقاله وکیل جنایی  مراجعه نمایید. 

اکراه در قتل و اقسام آن

گاه ممکن است فعل مورد درخواست اکراه کننده جنایت بر نفس دیگری باشد، در این صورت فقهای شیعه غالبا به موجب پاره ای از روایات و نیز بر اساس قاعده اجتماع سبب و مباشر اکراه را مجوز قتل ندانسته اند،. صاحب جواهر بر قصاص اکراه شونده ای که در قتل مباشرت نموده است، نزد امامیه ادعای اجماع می نماید و مؤید این رأی را روایات صحيحه ذکر می کند..برخی بر خلاف قول مشهور امامیه نظر بر نفی قصاص از مکره داشته اکراه بر قتل را مانند اکراه بر ارتکاب جرایم دیگر رافع مسئولیت جزایی اکراه شونده دانسته اند. بنابراین اگر کسی را وادار به قتل دیگری کنند یا دستور به قتل رساندن دیگری را بدهند، مرتکب قصاص می شود و اکراه کننده و آمر به حبس ابد محکوم می گردند. اکراه از جهات و حيثيات مختلف ممکن است به صورتهای متنوعی واقع شود که به برخی از اقسام آن اشاره می گردد.

انواع اکراه به اعتبار موضوع تهدید

با توجه به شدت و ضعف تهدید و تناسب آن با فعل درخواستی اکراه به قتل به اقسام مختلفی که دارای احکام و آثار متفاوتی است قابل تقسیم خواهد بود.

 1-اکراه به کمتر از قتل

چنانچه اکراه کننده تهدید کند که اگر دیگری را به قتل نرساند، دستهای او را قطع خواهد کرد، اصولا اکراه محقق نشده است. زیرا تحقق آن مستلزم دفع ضرر به ضرری کمتر است و در فرض مذكور دفع ضرر کمتر با انجام فعلی که موجب ضرر شدیدتر است صورت می گیرد بنابراین با توجه به تأکید بر حرمت نفس محترم، در صورت تهدید به جنایت مادون قتل، اکراه محقق نشده، حرمت نفس مرتفع نمی گردد. زیرا در این فرض که دوران امر بین اهم و مهم است هیچ شکی در لزوم تقديم اهم بر مهم نمی باشد.

2- تهدید به قتل

گروهی از امامیه جواز قتل بوسیله مکره را بعید ندانسته اند و لذا حكم بر عدم قصاص مباشر داده و چنین استدلال کرده اند که در این فرض موضوع از مصادیق باب تزاحم است. زیرا امر دائر است بین ارتكاب فعل حرام که آن قتل نفس محترمه است و بین ترک واجب که آن حفظ نفس خویش و دور کردن آن از معرض هلاکت است و در این صورت شخص مخیر است یکی از این دو امر را برگزیند، بدون آنکه یکی بر دیگری مقدم دانسته شود. زیرا هیچگونه ترجیحی در این میان وجود ندارد.

در راستاب مطالب ذکر شده می توانید با مطالعه مقاله اکراه و انواع اکراه به طور مفصل تری در این زمینه اطلاعاتی کسب نمایید. 

  انواع اکراه به اعتبار شخصیت مکره و مکره

قانونگذار با توجه به شخصیت اکراه شونده صورتهای مختلف تحقق اکراه را مطرح و  احکام هر یک را بیان کرده است. برخی از این فروض عبارتند از:

1-کراه شخص عاقل و بالغ

غالبا اکراه با تهدید فردی عاقل و بالغ صورت می گیرد، در این صورت هم چنانکه گذشت قانونگذار به تبعیت از قول مشهور فقهای امامیه  در  قانون مجازات اسلامی اکراه را مجوز قتل ندانسته و اکراه شونده در صورت ارتکاب جنایت محکوم به قصاص نفس می گردد.

2- اکراه صغیر غیرممیز یا مجنون

اگر کسی کودک غیرممیز یا مجنونی را تهدید به ارتکاب قتل نماید، قاتل قلمداد شده محکوم به قصاص می گردد. قانونگذار با تفصیل میان کودک ممیز و غیره به پل به دلیل نادر نما، پا، اکراه ابر مجنون و طفل غير ممیز قتل را به اکراه کننده منتهب می سازد، زیرا اکراه، طفل و مجنون را به صورت وسیله و ابزار جنایت در دست اکراه کننده قرار داده و از این جهت اسباب اقوى از مباشر تشخیص می گردد.

۳-اکراه صغیر ممیز

مراد از صغیر ممیز غیر بالغی است که توان و استعداد تشخیص و تمیز میان منافع و مضار خویش را في الجمله واجد است و فرق میان عقود را در حد متعارف شناخته آنها را از یکدیگر تفکیک می کند.  در این حالت که طفل، دارای قوه تمیز و تشخیص بوده لكن به حد بلوغ نرسیده باشد، چنانچه تحت تأثیر اکراه مرتکب جنایت شود بر هیچیک از سبب و مباشر (اکراه کننده و اکراه شونده) قصاص ثابت نمی گردد. بلکه عاقله اکراه شونده موظف به پرداخت دیه می گردد.. همچنین نفی قصاص از اکراه کننده نیز به دلیل آن است که صغیر ممیز بر خلاف مجنون و طفل غیرممیز همچون وسیله در دست اکراه کننده نبوده، رابطه علیت میان فعل وی (تهدید و اکراه) و نتیجه حاصله (قتل) موجود نمی باشد. و از این رو مکره (اکراه کننده به مجازات معاونت در قتل بر نحو اکراه محکوم و جنایت مباشر به دلیل عدم بلوغ به مثابه خطایی محض محسوب می گردد.

۴- اکراه شخص بالغ به وسیله مجنون يا طفل

بدیهی است اگر در این فرض اکراه شونده نیز مجنون يا صغير باشد، اکراه کننده محکوم به قصاص نخواهد بود و در این صورت اگر اکراه شونده طفل غیر ممیز بوده و جنایت مستند به اکراه کننده باشد، از آنجا که جنایت کودک خطایی محض محسوب می گردد، عاقله وی (اکراه کننده) عهده دار دیه می گردد.

در اینجا می توانیم برای کسب اطلاعات بیشتر به مقاله  تفاوت بین اکراه واجبار و اضطرار نیز مراجعه نمایید. 

انواع اکراه به اعتبار بزه دیده

با توجه به کسی که مورد جنایت اکراهی قرار می گیرد، اکراه ممکن است به یکی از

صور ذیل واقع شود :

 1-اکراه به وسیله شخص ثالث

گروهی در تحقق اکراه در مانحن فیه تردید کرده چنین استدلال نموده اند که هیچکس برای خودکشی اکراه نمی شود، زیرا مکره برای رهایی از زیان شدیدتر اقدام به ارتکاب جرمی با صدمات خفیفتر می نماید. بنابراین خودکشی برای رهایی از کشته شدن به دست دیگری بی معنی است..پس این اکراه، اکراه حقیقی نیست به جهت اینکه اکراه عبارت است

از اینکه مکره با پذیرفتن آن خود را از خطر بیشتر نجات دهد و خطری که در این فرض مورد تهدید بوده، خطر قتل بوده است که با پذیرفتن آن نجات از خطر بیشتر وجود ندارد. بنابراین اظهر عدم تحقق اکراه است. اما از آن جائی که اقدام به کشتن نیز می تواند با کیفیات مشدده و زجرآوری همراه باشد. اگر نوع قتلی که اکراه شونده به آن تهدید شده است به گونه ای باشد که وی خودکشی را بر چنین قتلی ترجیح دهد، مانند تهدید به نوعی از قتل آمیخته با اذیت و آزار، گروهی از فقها اکراه را متصور و موجه دانسته اند، زیرا اکراه شونده با اقدام به خودکشی از قتل شدید و دشواری نجات یافته است و چون اکراه محقق است قصاص نیز بر اکراه کننده ثابت خواهد بود.

زیرا ارتکاب جرم اخف اولی است از جنایت شدیدتر. برخی از حقوقدانان اسلامی هر چند بر جواز خودکشی به وسیله اکراه شونده در فرض مذكور نظر داده اند. اما در ثبوت قصاص بر اکراه کننده اشکال نموده عدم قصاص را اقرب دانسته اند.

زیرا اکراه به قتل شدیدتر موجب سلب اراده از اکراه شونده نبوده و وی با اراده خود برای گریز از مرگ سخت و دردناک اقدام به خودکشی می نماید. بنابراین قتل حقیقتأ مستند به فعل اوست و نه اکراه کننده و دعوی اینکه سبب در مفروض کلام اقوى از مباشر است، مردود می باشد. زیرا دلیلی بر آن وجود ندارد. نتیجه آنکه ملاک معتبر در قصاص استناد عرفي قتل به فعل قاتل است و در مانحن فيه قتل مستند به فعل خود مقتول است و از این جهت تفاوتی میان اکراه دیگری به قتل شخص ثالث با اکراه بر قتل نفس خویش وجود ندارد.

نهایت اینکه اگر بنابر رأي اغلب فقها، عدم قصاص اکراه کننده را بپذیریم، وی به مجازات حبس ابد محکوم می گردد.

وحدت اکراه کننده ومقتول

در این فرض اکراه کننده دیگری را تهدید می کند تا او را بکشد، مانند آنکه بگوید ای مرا نکشی تو را خواهم کشت. این نحو از اکراه موجب اباحه قتل نبوده و مکره (به فتح) مجاز به کشتن اکراه کننده نمی باشد. اما اگر به دلیل عدم اطاعت از مقتول و استنکاف از کشتن وی اکراه کننده اقدام به اجرای تهدیدات خود بنماید، مکره می تواند از باب دفاع مشروع اکراه کننده را به قتل برساند.

چنانچه با توجه به تهدید و اکراه واقع شده از سوی مجني عليه، اکراه شونده در غیر موضع دفاع اقدام به قتل وی نماید، مجرم قلمداد شده تحت تعقیب کیفری قرار می گیرد، لكن در مجازات قصاص وی اختلاف شده است. گروهی از فقها در این مورد قصاص را بر اکراه شونده ثابت دانسته و چنین استدلال کرده اند که قتل با اذن، مباح و مجاز نمی گردد. پس حق قصاص نیز ساقط نمی شود و این مانند موردی است که کسی دیگری را بر قتل ثالث اکراه نماید. لكن برخی ضمن دفع قصاص، جانی را نسبت به پرداخت دیه ضامن شمرده و گروهی دیگر عدم ثبوت دیه را نیز بعید ندانسته اند. باید توجه داشت که این فرض در صورتی است که قاتل (اکراه شونده) تهدید به قتل شده باشد اما اگر تهدید و اکراه به کمتر از قتل باشد، مانند آنکه اکراه کننده وی را تهدید کند که اگر مرا نکشی دستهایت را قطع خواهم کرد، در این صورت چنانچه اکراه شونده، اکراه کننده را در غير موضع دفاع به قتل برساند، محکوم به قصاص می گردد.

در اینجا با مراجعه به مقاله  تفاوت بین اکراه و اجبار و اضطرار نیز می توانید اطلاعات بیشتری را نیز کسب نمایید. 

نتیجه گیری در مقاله اکراه در قتل

ممکن است فردی که مرتکب جرمی شده قابل تعقیب و مجازات نباشد که چندین علت میتواند داشته باشدکه آنها را نام میبریم: اکراه، اضطرار و اجبار و مستی و جنون و صغیر بودن مرتکب .

.اکراه یعنی فرد  دیگری را از راه  فشار(روحی و روانی) در حالتی قرار دهیم که اجبارا باید یا جرمی مرتکب شود یا یک چیز بسیار مهم را از دست دهد مثل جان یا مال خودش یا نزدیکانش به نحوی که اگر مرتکب جرم نشود یکی از موارد بالا در خطر باشد البته باید عرض کنیم اکراه ملاک شخصی دارد در مورد اکراه قانون مرتکب جرم را شایسته مجازات نمی‌داند و و اکراه کننده جرم فاعل را به دوش میکشد

.ماده ۱۵۱ قانون مجازات اسلامی(هرگاه کسی بر اثر اکراه غیرقابل تحمل مرتکب رفتاری شود که طبق قانون جرم محسوب می شود مجازات نمی گردد. در جرائم موجب تعزیر، اکراه کننده به مجازات فاعل جرم محکوم می شود. در جرائم موجب حد و قصاص طبق مقررات مربوط رفتار می شود(.فرض کنید حسن که با اتهام قتل محمد دستگیر شده، در دفاع از خود  ادعا میکند که سعید او را اکراه در قتل محمد کرده ؛ و با شهادت شهود و سایر ادله اثبات شود که سعید بارها حسن را تهدید کرده اگر حسن را به قتل نرساند، پسرش را به قتل میرساند  و یا منزلش را خراب میکند یا آتش میزند. همه میدانیم مطابق با  قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ هر کس شخص دیگری را عامدا به قتل برساند به قصاص نفس محکوم می‌شود. (در ضمن باید بگوییم در حالتی که بتوان با اولیای دم توافق کرد میتوان قصاص نفس را به دیه مبدل نمود. در این صورت قاتل علاوه بر پرداخت دیه به سه تا ده سال حبس محکوم می‌شود.)  به نظر شما مجازات اکراه کننده و مکره چیست؟

گفتیم که  اگر شخصی با تهدید جان یا مال، شخصی را اجبار به جرمی کند که به آن راضی نیست، اکراه تحقق میابد. بهتر است متذکر شویم که هر تهدیدی رافع مسئولیت نبوده و اکراه نیست. و  تهدیدی اکراه محسوب می‌شود که قانونی نباشد، قابل تحمل نباشد و اجتناب ناپذیر باشد، نتوان ان را دفع نمود و احتمالی و قریب‌الوقوع باشد. مثلا اگر شخصی متهم را تهدید بنمابد که او را طلسم می‌کند یا تهدید کند که او را بلند میکند و میزند زمین به طوری که ضربه مغزی شود، و متهم بداند چنین قدرتی ندارد و بداند میتواند دفاع کند اکراه محسوب نمیشود
لازم به ذکر است تهدید نیاز نیست برای همه قابل اثر نباشد و ملاک تشخیص خود شخص است اگر در او اثر کرد اکراه است و اگر اثر نکرد اکراه نیست.قاعده اکراه در همه موارد صحیح است  به‌جز قتل عمد. در قتل عمد مسئولیت جرم قتل با قاتل است، هرچند که به‌علت اکراه از سوی شخص دیگری مرتکب جرم قتل شده باشد.

ماده ۳۷۵ قانون مجازات اسلامی:اکراه در قتل مجوز قتل نیست و مرتکب، قصاص می شود و اکراه کننده، به حبس ابد محکوم می گردد.در مورد صدمه های اق از از قتل، اکراه مطابق با قاعده پیش میرود یعنی رافع مسئولیت ارتکاب کننده است.  اگر فرد مضروب زنده بماند، مسئولیت کیفری با اکراه‌کننده است، نه مرتکب عمل.

ماده ۳۷۹ ق.م.ا.:هرگاه کسی دیگری را به رفتاری اکراه کند که موجب جنایت بر اکراه شونده گردد، جنایت عمدی است و اکراه کننده قصاص می شود مگر اکراه کننده قصد جنایت بر او را نداشته و آگاهی و توجه به اینکه این اکراه نوعاً موجب جنایت بر او میشود نیز نداشته باشد که در این صورت جنایت شبه عمدی است و اکراه کننده به پرداخت دیه محکوم می شود.

همراهان دادسرایار ما به منظور ارتقاه هر بیشتر اطلاعات شما در زمینه مطالب گفته شده مقاله ای با موضوع  قتل در ارث را آورده ایم که مطالعه آن خالی از لطف نیست. 

 حالات اکراه در قتل عمد

۱- زمانی که مرتکب قتل، شخص عاقل و بالغی باشد، قاتل به قصاص نفس و اکراه‌کننده به حبس ابد محکوم می‌شود. (ماده ۳۷۵ ق.م.ا).
۲- زمانی که اکراه‌شونده (مکره) طفل غیرممیز یا مجنون باشد، فقط اکراه‌کننده قصاص می‌شود. (تبصره ۱ ماده ۳۷۵ ق.م.ا.) در این صورت، دیوانه و کودک غیرممیز که دارای قوه‌ی ادراک و تشخیص  نیستند مثل وسیله ای برای جرم هستند و فاقد مسئولیت کیفری هستند.
۳- هرگاه اکراه‌شونده طفل ممیز (یعنی کودکی که  دارای قوه‌ ادراک و تشخیص) باشد، پرداخت دیه مقتول بر عهده‌ی عاقله‌ی قاتل است و اکراه‌کننده نیز به حبس ابد محکوم می‌شود. (تبصره ۲ ماده ۳۷۵ ق.ما).

بیشتر بخوانید: وکیل در شیراز

 اکراه در قتل یکی از موضوعاتی است که حقوق جزا به آن اهمیت زیادی داده و منظور از آن مجبور کردن کسی به وسیله تهدید و یا زور به انجام دادن  کاری یا ترک فعلی است  که نسبت به آن کراهت دارد اکراه در قتل و یا دستور به قتل دیگری نشانه اجازه دادن برای قتل نمیباشد بنابراین گفته چنان چه کسی را مجبور کنند که دیگری را بکشد یعنی دستور به قتل رسیدن دیگری را بدهد طبق قانون باید قصاص شود و همین طور  اکراه کننده و آمر مجازات حبس ابد را به دنبال دارد.

 شروط تحقق اکراه در قتل

 یکی از مهمترین شرط های اکراه تهدید اکراه کننده در برابر جان فرد است که می تواند جان خود اکراه شونده یا خویشاوندان نزدیک او باشد  یکی دیگر از شرایط که برای  اکراه وجود دارد آن تاثیر روحی و روانی است که اکراه شده با خود به همراه دارند یعنی آن ترسی که بر اثر تهدیدات اکراه کننده وجود دارد.

اکراه همراه با  تهدید به قتل

 در این خصوص فرد جانی به کشتن اکراه شده و اکراه کننده وی را  موضوع موجب تهدید قرار می دهد که اگرقتل را انجام ندهد خودش کشته میشود در این خصوص نظر فقها در این باره عدم اجازه دادن قتل است است البته قانون گذار ما هم  در ماده دویست و یازده  کتاب قانون مجازات اسلامی همین نظر را ارائه کرده است شایان ذکر است تعداد دیگری از فقها در همین باره به جواز قتل فتوا داده اند یعنی مورد را از باب تزاحم لحاظ کردند و قتل را حرام اعلام نکردند  برخی از حقوق دانان  گفتند که  اکراه در قتل در این مثال جاری نمی باشد و جایزه هم می باشد که وی را با این دستور به قتل برسانند اما چنان چه این کار را انجام دهد و او را به قتل رساند دو مورد وجود دارد مورد اول عدم قصاص و مورد دوم ثبوت قصاص

 در خصوص این فرد می توان گفت که چنان چه شرایط دفاع حادث شود قتل  تهدید کننده  مجاز اعلام می‌شود  یعنی هیچ مسئولیتی در قبال تهدید شونده وجود نخواهد داشت و در غیر از این چون تهدید در این خصوص مفهوم اذن را می رساند با نظر به ماده 268  قانون مجازات اسلامی تهدید شونده اگر  قتل انجام دهد   قصاص   نمی‌شود  حتی اگر اذن  در مضمون اکراه باشد و این امر با این شرط است که بتوان از ماده آخر افاده افاده اذن  در قتل را نمود.

 دوستان عزیز با مطالعه مقاله مشارکت در قتل می توانید اطلاعات خود را پیرو مطالب گفته شده ارتقاء دهید . 

اکراه در قتل همراه با تهدید به صدمات و جنایات

اگر اکراه در قتل همراه با تهدید به  صدمات و جنایات  بیشتر از یک قتل باشد اکراه کننده امکان دارد جانی را تهدید کند که اگر بر فرض مثال علی را به قتل رساند او و خویشاوندان نزدیکش را میکشد در این مثال با این وجود که اطلاق ماده دویست و یازده  قانون مجازات اسلامی دلالت با عدم جواز قتل دارد اما این برداشت می شود که در اینجا اکراه محقق شده است اکراه شونده مجاز در مرتکب شدن جنایت می باشد به این خاطر که اتفاق افتادن جرم اخف اولی  از جنایت سنگین تر و شدیدتر است.

 اکراه در قتل و شخصیت اکراه شونده 

 همانطور که در فوق هم فهمیدیم قانون گذار با نظر به  شخصیت  اکراه شونده  حالت های گوناگونی از به وجود آمدن اکراه را بیان کرده است  و حکم خاص هر یک را لحاظ می دهد است.

 اکراه شونده صغیر غیر ممیز یا مجنون

 اگر اکراه شونده که منظور همان قاتل است طفل غیر ممیز یا مجنون باشد تنها اکراه کننده است که  سبب قصاص می گردد  در این فرض این برداشت می شود که چون دیوانه و یا طفل صغیر ممیز که  قوه تشخیص مناسبی ندارند مورد سوء استفاده قرار گرفته که جرم را انجام دهند.

 اکراه شونده در قتل  صغیر ممیز

  ابتدا تعریفی از صغیر ممیز بیان می کنیم صغیر ممیز طفلی است که تقریباً قوه  تشخیص را به دست آورده است اما هنوز به سن بلوغ نرسیده است اما به این دلیل که توانایی متوسطی در خصوص کارهای خوب و بد دارد  می‌تواند اراده حقوقی هم داشته باشد  حال اگر قتلی توسط طفل ممیز انجام شده باشد باز هم خویشاوندان نزدیک که او ملزم به پرداختن دیه می گردد.

 اکراه شونده در قتل شخص عاقل و بالغ

 اگر فردی که اکراه می شود  نه صغیر باشد نه مجنون باشد یعنی کاملا یک شخصی باشد که عاقل و بالغ و دارای قوه تشخیص کاملی باشد چنان چه تحت تاثیر اکراه دست به قتل  عمد زند  حتماً به موجب قانون قصاص نفس بر او انجام می شود.

دوستان گرامی در اینجا با بررسی مقاله قتل رساندن همسر در قانون برآن شدیم که پیرو مطالب ذکر شده اطلاعات شما در این موضوعات ارتقاء دهیم 

 اکراه در قتل شخص بالغ به وسیله مجنون یا طفل

چنان چه طفل یا فرد دیوانه ای شخص عاقل و بالغی را اکراه به قتل کند از روش ماده دویست و یازده  قانون مجازات اسلامی استفاده می شود به این خاطر که شخصیت اکراه کننده به طور معمول تاثیری در احکام اکراه  نداشته است و حقوق دانان اسلامی فرقی بین بلوغ و صغر شخص اکراه کننده  ندانسته است.

وحدت اکراه شونده در قتل و مجنی علیه

در مثالی که اکراه کننده اکراه شونده به وضوح بگوید که اگر خودش را نکشد توسط اکراه کننده میمیرد حکمی در در قانون مجازات اسلامی به وضوح نیامده است است اما می توان اشاره کرد در چنین موقعی اگر اکراه شونده مجنون یا صغیر غیر ممیز باشد  می‌توان او را به عنوان وسیله ای در دست اکراه کننده حساب کرد و او را سبب قصاص شدن دانست در غیر از این با این وجود که تعدادی از فقها در این حالت اکراه کننده را موجب قصاص می دانند شکی نمیباشد که در این مورد هم  همانند اکراه به کشتن شخص ثالث قادر نیستیم اکراه کننده را قصاص کنیم و یا پرداختن دیه را  از او بخواهیم تنها باید با بهره از ماده دویست و یارده   قانون مجازات اسلامی  حبس ابد را اجرا نمود.

در اینجا با مراجعه به مقاله  قتل خطای محض نیز می توانید اطلاعات بیشتری را نیز کسب نمایید. 

 وحدت اکراه کننده در قتل و مقتول اکراه در جنایت

 این قسمت موردی را بیان می کند اکراه کننده شخص دیگری را  مورد تهدید قرار می‌دهد د تا او را بکشد مثل اینکه می گوید اگر مرا نکشی  تو را میکشم این حالت از اکراه  سبب اباحه قتل  حساب نمی‌شود  و اکراه شونده هم  مجاز برای قتل اکراه کننده نیست ولی اگر به خاطر   نبود اطاعت از مقتول و دوری از کشتن او اکراه کننده بخواهد تهدیدات خود را انجام دهد مکره  میتواند به دلیل دفاع و امنیت  قتل را انجام دهد.

اکراه جنایت بر عضو در قانون مجازات اسلامی

 در این قسمت چند نمونه از مواد قانونی باید مورد مطالعه قرار گیرد

ماده سیصد و هفتاد و هفت

 اکراه در جنایت بر عضو سبب قصاص اکراه کننده میگردد

ماده سیصد و هفتاد و هشت

 مدعی بودن اکراه در جنایت بر عضو  باید در دادگاه اثبات گردد و اگر اثبات میسر نبود  یعنی یعنی عدم اثبات وجود داشت با سوگند صاحب حق  قصاص  مباشر قصاص می گردد

دوستان همراه با کمک لینک نیز می توانیم به مقاله ذکر شده رجوع کنیم و با انواع سوگند  آشنا شویم. 

ماده سیصد و هفتاد و نه

 هر موقع فردی فرد دیگری را به رفتاری اکراه کند که سبب جنایت بر اکراه شونده باشد جنایت عمدی محسوب می شود یعنی اکراه کننده بر طبق قانون موجب قصاص می گردد غیر از اینکه اکراه کننده قصد جنایت بر او را نداشته  و آگاهی و توجه بر این که این حالت از اکراه موجب جنایت بر وی میشود را هم نداشته که در این حالت قتل شبه عمدی حساب میشود و اکراه کننده ملزم به پرداختن دیه میگردد

ماده سیصد و هشتاد

 هر موقع فردی به منظور دفاع و خلاص شدن از اجرا با رعایت کردن شرایط معین شده در دفاع مشروع دست به قتل اکراه کننده زند یا این که  ضرر و آسیبی  به او وارد کند قصاص و دیه و همچنین تعزیر به همراه ندارد.

 قصاص اکراه در قتل

 اگر اگر کسی که دست به قتل زده عاقل و بالغ بوده قاتل به موجب قانون محکوم به قصاص نفس میشود.

 اگر اکراه شونده که منظور همان قاتل است طفل غیر ممیز یا مجنون باشد اکراه کننده موجب قصاص قرار می گیرد.

 فردی که مجنون است است یا صغیر غیر ممیز است فاقد مسئولیت قصاص نفس شناخته می شود.

image
JM
نویسنده این مطلب

مهدی حنیور

ارسال دیدگاه

کاربر عزیز برای ارسال دیدگاه ابتدا باید عضو یا وارد شوید

عضویت / ورود
 
دیدگاه ها
این مطلب نظری ندارد