کاربر گرامی به وب سایت دادسرا یار خوش آمدید | برای استفاده کامل از امکانات سایت عضو یا وارد شوید

کاملترین مقاله در مورد دیه سر و گردن

شما در حال مشاهده مطلب مذکور در بخش مقالات سایت می باشید

کاملترین مقاله در مورد دیه سر و گردن

کاملترین مقاله در مورد دیه سر و گردن

همه ما یک بار تاکنون کلمه دیه به گوشمان خورده است ابتدا باید بگوییم به طور کلی هرشخصی بدون اجازه قانون به صورت عمدی یا بر اثر بی احتیاطی به جان مال سلامتی یا آزادی و ابرو یا حیثیت و شهرت تجاری دیگری صدمه ای بزند که منجر به زیان مادی یا معنوی  آن شخص دیگر شود ضامن جبران خسارت ناشی از اعمال خویش است. حال در توضیح مفهوم دیه باید بگوییم که دیه مقداری مال تعیین شده است که در شرع مقدس به دلیل جنایت غیر بر نفس عضو یا منفعت یا جنایات عمدی یعنی مواردی که برای آن ها قصاص تعیین نشده است مقرر گردیده است.

انواع دیه در مبحث دیه سر و گردن

دیه انواع مختلفی دارد از جمله دیه چشم گوش و سر گردن و ...

آشنایی با دیه چشایی

در ماده 695 آمده است که: ازبین بردن حس چشایی و نقصان آن ارش ثابت است.

ارش در واقع برابر با دیه است اما تفاوتش با دیه در این است که مقدارش در قانون تعیین نشده است  و مقدار ارش را پزشکی قانونی تعیین می کند. در ماده 696  می خوانیم : قطع تمام زبان به اضافه از بین رفتن حس چشایی فقط شامل دیه قطع زبان می شود. اگر قطع بخشی از زبان با از بین رفتن یا نقصان حس چشایی صورت گیرد البته در حالتی که چشایی از بین رفته مربوط به همان قسمت زبان باشد هرکدام از ارش چشایی ودیه زبان که بیشتر باشد را شامل می شود.

اگر چشایی از بین رفته  مربوط به همان قسمت از زبان نباشد شامل ارش چشایی به اضافه دیه زبان می شود البته از دیه کامل نباید بیشتر شود. اگرچشایی با جنایت بر غیر زبان زائل شود یا نقص یابد  ارش چشایی به اضافه دیه ارش جنایت را شاملمی شود.

در باب دیه چشم

بر اساس ماده 587 قانون مجازات اسلامی:از بین بردن یا در آوردن هردوچشم بینا دیه کامل را در بردارد. حال اگر یک چشم  بینا درآورده شود یا از بین برود نصف دیه را شامل می شود.در تبصره ماده 587 می خوانیم  اگر لکه دائمی در چشم باشد که مانع بینایی بخشی از چشم شود در حاتی که تعیین مقدار آن میسر باشد به همان اندازه از دیه کم میشود و اگر انازه گیری آن ممکن نباشد ارش پرداخت می شود.

مطابق ماده588 قانون مجازات اسلامی اگر کسی که یک چشم بینا دارد چشمش در اورده شود یا از بین برود وچشم دیگرش نابینایی مادرزادی داشته باشد یا اصلا به علت هایی غیر از جنایت از بین رفته باشد  دیه کامل به او تعلق می گیرد . حال اگر پشم دیگر اوبراثر جنایت یا  از بین رفته باشد  جنایت یا قصاصی که حق دیه گرفتن داشته نصف دیه کامل به او تعلق می گیرد.

در ماده 589 آمده که یک ششم دیه کامل از آن کسی است که هرچشمش بینایی نداشته و درآورده شده یا از بین برده شده است. در ماده 590 آمده دیه 4 پلک دو چشم دیه کامل است و دیه هریک از پلک های بالایک ششم دیه کامل است و دیه هریک از پلک های پایین یک چهارم دیه کامل است. در تبصره ماده 590 قانون مجازات اسلامی  می خوانیم که اگر چشم و پلک یک جا از بین برود هریک دیه جداگانه ای خواهند داشت. درماده 591 هم می خوانیم که  اگر هریک از پلک های بالا بشکافد یک ششم دیه و اگر هریک از پلک های پایین بشکافد یک چهارم دیه را شامل می شود.

 آشنایی با دیه دندان

طبق ماده616: اگر هریک از دندان های جلو  یعنی دندان های پیش چهارتایی و نیش در بالا و یا در پاییناز بین برود یک بیستم دیه کامل را شامل می شود و اگر هریک از دندان های عقب یعنی ضاحک یا ضرس چه در بالا چه در پایین از بین برود یک چهلم دیه کامل را در برمی گیرد. بر اساس ماده617  اگر در کندن دندان های اضافی که هر نامی داشته باشند یا در هرجایی روییده باشند نقصی ایجاد شود ارش ثابت است  و اگر نقص ایجاد نشود ارشی هم ندارد. تبصره 1 ماده 617 قانون مجازات اسلامی  می گوید:اگر در هنگام کندن دندان زیادی نقصی ایجاد نشود ولی زخم و جراحت ایجاد شود ارش ثابت است. در تبصره 2 همین ماده آمده است  اگر در زمینه دندان کنده شده  شک ایجاد شود که اصلی است یا اضافی و کارشناس هم ناتوان از تشخیص بین این دو باشد  دیه به دندان اصلی و ارش به دندان زائد تعلق می گیرد. بر اساس ماده 618  می خوانیم اگر مجموع دندان های اصلی دائمی کمتر از بیست و هشت تا باشد که یا بر اثر عارضه ای ایجاد شده باشد یا ذاتا کم باشد فرق نمی کند به همان نسبت از دیه کامل کاهش می یابد. در ماده 619 آمده که اگر دندانی بر اثر جنایت سیاه بشود ولی نیفتد دو سوم دیه همان دندان  به آن تعلق میگیرد. ولی اگر بر اثر جنایت سیاه شود و نیفتد دوسوم دیه همان دندان و اگر قبلا سیاه شده باشد یک سوم دیه همان دندان را در برم می گیرد. در تغییر رنگ دندان  بی آنکه سیاه شود

یا منفعت ان ها زائلشود ارش ثابت است. حال اگرپس از آن که رنگ دندان تغیر یافت شخصی دندان تغییر رنگ داده را بکند دیه کامل همان دندان به آن تعلق می گیرد. ایجاد ترک یا لق کردن دندان اگر به معنای از بین بردن آن باشد  دیه همان دندان است اما اگر در حکم از بین بردن دندان نباشد ارش ثابت است. اگر دندانی لق یا رک خورده که هنوز دارای منفعت است کنده شود دیه همان دندان نیست بلکه ارش ثابت است. شکستن آن مقدار از دندان که آشکار است و بقایای  ریشه آن  دیه همان دندان را می گیرد.اما اگر کسی ریشه را بعد از شکستن مقدار مذکور بکند ارش ثابت است. ولی در کل شکستن مقداری از قسمت نمایان دندان  به همان اندازه دیه دارد. و اگر قسمتی از دندانی که کنده شدهقبلا بر اثر آسیب یا عارضه ای از بین رفته باشد  به همان اندازه دیه کاهش می یابد. و کندن دندان شیری به اندازه یک صدم دیه کامل ، دیه دارد.و اگر کندن آن سبب شود که دیگر دندان دائمی نروید  دیه کامل دندان دائمی را شامل می شود. و در مورد شکستن و شکافتن و ناقص کردن دندان شیری ارش ثابت است. کندن دندان دائمی حتی اگر در آن محل دوباره دندانی بروید دیه همان دندان را شامل می شود.و اگر این دندان روییده شده هم کنده شود دیه کامل همان دندان را  در بر می گیرد.  و اگر دندانی با حس و حیات به جای دندان کنده شده  قرار گیرد کندن آن هم شامل دیه همان دندان می شود و در صورتی که دارای حس و حیات نباشد ضمان مالی در بر خواهد داشت.

در باب دیه دنده

شکستن دنده های اطراف قلب که از قلب محافظت می کنند به اندازه یک چهلم دیه کامل دیه دارد ولی شکستن هریک از دنده های دیگر یکصدم دیه کامل دیه دارد و با  کندن دنده ارش ثابت است دیه ترک خوردن  دنده های دور قلب یک هشتادم دیه کامل و در رفتگی دنده های اطراف قلب  هفت و نیم هزارم دیه کامل و ترک خوردن هریک از دنده های دیگر هفت هزارم دیه کامل  و در رفتگی دنده های دیگر 5 هزارم دیه کامل است.

 در باب دیه زبان:

قطع و یا از بین بردن زبان گویا دیه کامل را دارد و دیه از بین بردن قسمتی از زبان گویا به نسبت گویایی از بین رفته با تقسیم تمام دیه به حروف و دیه از بین بردن ادا هرحرف  با توجه به حروف زبان تکلم  مجنی علیه  معین می شود  مثل از بین بردن قدرت ادای یک حرف شخص فارسی زبان که یک سی و دوم دیه کامل می باشد. اما اگر شخصی دچار لکنت زبان باشد یا کند یا تند سخن گوید اصلا برخی حروف را نتواند تلفظ کند هم برای احتساب دیه مورد توجه است.

در باب زبان لال

قطع کردن یا از بین کل زبان لال یک سوم دیه کامل است و قطع یا زائل نمودن قسمتی از آن دیه به نسبت مساحت تمام زبان محاسبه می شود. اگر کسی مقداری از زبان کسی را قطع کند که باعث از بین رفتن قدرت ادای تعدادی از حروف گردد و هنگامی که شخص دیگری بخشی دیگر از زبان او را قطع کند و منجر به از بین رفتن قدرت ادای تعداد دیگری از حروف شود هرکدام به اندازه تعداد حروفی که قدرت ادای ان ها را از بین برده ضمان و مسئول است.

در باب زبان کودک

از بین بردن زبان کودکی  که هنوز زبان باز نکرده و یا قطع کردن زبان او  دیه کامل دارد. و اگر بعد از آن معلوم شود که لال بوده بیش از یک سوم  دیه مسترد می شود. قطع قسمتی از زبان کودک زبان باز نکرده  دیه به نسبت مساحت قطع شده را شامل می شود. و اگر پس از آن معلوم شود که کودک لل بوده دو سوم دیه پس داده می شود. و حال اگر اشکار شودکه کودک گویا بوده اگر نسبت دیه حروف از بین رفته به گویایی بیشتر باشد مابه التفاوت این موضوع باید پرداخت شود.

در باب دیه شنوایی

زایل کردن شنوایی هردو گوش دیه کاملو یک گوش نصف دیه کامل را در بر می گیرد. از بین بردن  شنوایی شخصی که یک گوش او نمی شود نصف دیه کامل دارد. حال اگر کاهش شنوایی اتفاق افتد در صورتی که اندازه آن قابل تعیین باشد دیه به همان نسبت به آن تعلق می گیرد. اگر با قطع گوش یا زائل کردن آن یا هر نوع جنایت دیگری شنوایی از بین برود یا دچار نقص شود هریک از جنایت ها دیه یا ارش جداگانه ای دارد. اگر با یک جنایت در مجرای شنوایی نقص دائمی ایجاد شود دیه شنوایی که ثابت است  ولی اگر نقص موقتی باشد ارش ثابت است. اگر کودگی که سخن می گوید در اثر کرشدن نتواند کلمات دیگر را یاد بگیرد  دیه شنوایی به اضافه  ارش زوال یا نقص در گفتار را در بر می گیرد.

 در باب دیه گویایی

زائل کردن صوت به طوری که شخص نتواند صدایش را نمایان کند حتی اگر اهسته حرف بزند دیه کامل دارد. جنایتی که موجب عیب در صوت شود مثل کاهش طنین صدا گرفتگی صدا و یا صحبت کردن از طریق بینی سبب ارش است. از بین رفتن صوت برخی از حروف  موجب ارش است. اگر جنایت هم زوال صوت را سبب شود هم زوال نطق دو دیه  را در بر می گیرد. از بین بردن گویایی به طور کامل و بدون اینکه زبان قطع شود دیه کامل دارد و از بین بردن قدرت ادای بعضی از حروف دیه به همان نسبت به آن تعلق می گیرد. اگر جنایتی منجر به نقص در گفتار یا ادای حروف شود  یا اگر شخص عیب در این زمینه داشته باشد عیبش را تشدید کند ارش راسبب می گردد. اگر جنایت به گونه ای باشد که سبب شود مجنی علیه حرفی را به جای حرف دیگر ادا کند مثلا لام را ر تلفظ کند که در عرف نقص محسوب نشود موجب ارش می شود.

در باب دیه عقل

از بین بردن عقل بر اثر ضربه جراحت یا حتی ترساندن دیه کامل دارد . واگر در اثر مواردمدکور عقل ناقص شود ارش دارد. اگر مجنی علیه دچار جنون ادواری بشود ارش خواهد داشت. اگر حافظه زائل یا ناقص شود و حالت اختلال روانی به حدی باشد که به جنون نرسد ارش ثابت است. حال اگر جنایت طوری صورت گیرد  که موجب زوال عقل یا کم شدن آن به شکل عمدی شود بر طبق هر کدام از موارد دیه یا ارش خواهد داشت.

هرگاه بر اثر صدمه ای مثل شکستن سر یا صورت  عقل از بین برود یا ناقص شود  هرکدام از موارد دیه یا ارش خواهد داشت. اگر بر اثر جنایت عقل از بین برود ولی پس از این که دیه دریافت شدعقل به حالت اول برگردد دیه مستردمی شود و ارش به جای ان پرداخت می گردد. حال اگر بر اثر جنایت مجنی علیه بی هوش شود و به حالت اغما برود اگر باعث فوتش شود دیه نفس به او تعلق می گیرد و اگر به هوش آید نسبت به زمان بی هوشی ارش پرداخت خواهد شد. اگر آسیب ها و عوارض دیگری به وجودآید دیه یا ارش آن اسیب ها پرداخت می شود.

جنایت بر کسی که در اغما یا بیهوشی است مثل جنایت بر شخص هوشیار خواهد بود  و در موردقصاص و دیه همان گونه رفتار خواهد شد.

در باب دیه فک

از بین بردن دو استخوان چپ و راست فک  و یا قطع فک که درواقع محل رویش دندان های پایین است دیه کامل را در بر می گیرد. و از بین بردن یا قطع هریک ازاستخوان هایی که یاد کردیم  نصف دیه کامل را شامل می شود. و اگر قسمتی از استخوان های مزبور از بین برود یا قطع شود دیه به همان نسبت را در بر می گیرد. اگر فک دندان یا غیر از آن از بین برود یا آسیب ببیند هر یک دیه یا ارش جداگانه ای خواهد داشت. ولی اگر جنایت موجب کندی حرکت  فک بشود ارش خواهد داشت. شکستگی در استخوان فک پایین و یا بالا هردو در حکم شکستگی استخوان است. فلج کردن فک پایین هم شامل 2سوم دیه کامل خواهد شد. و اگر فک فلجی قطع شود یک سوم دیه دیه کامل را خواهد داشت.

در باب دیه گردن

خم شدن کج شدن گردن در اثر شکستگی در صورتی که سلامت حاصل نشود و در این حالت باقی بماند دیه کامل را در بر می گیرد و در صورتی که بهبودی حاصل شود و حالت خمیدگی از بین برود ارش خواهد داشت امااگر شکستگی گردن بدون خم شدن یا کج شدن صورت گیرد ارش خواهد داشت. جنایت بر گردن در حالتی که باعث ممانعت از لع غذا یا جویدن یا نقص آن شود و حرکت را هم مانع شود ارش خواهد داشت.

 در باب دیه لب

اگر دو لب از بین برود دیه کامل دارد هریک از لب ها اگر از بین برود نصف دیه کامل را شامل می شود. اگر مقداری از لب از بین برود دیه آن قسمت به نسبت تمام لب مورد محاسبه قرار می گیرد. اگر جنایتی صورت گیرد که باعث شود یکی از لب ها یا هر دو یا قسمتی از آن ها  جمع شود چه باعث نمایان شدن دندان شود چه نشود ارش خواهد داشت. اگر هریک از لب ها سست یا فلج شود به طوری که با خنده و مثل آن ها دندان ها نمایان نشود یک سوم دیه لب را در بر می گیرد. اگر لب های سست یا فلج شده زائل شود یک سوم دیه یک لب را باید پرداخت. اگر به دو لب شکافته شود طوری که باعث اشکار شدن دندان ها شود یک سوم دیه کامل به آن تعلق می گیرد و اگر این لب بهبود یابد  یک پنجم دیه کامل را داردو اگر تنها یک لب بشکافد  یک ششم دیه کامل را شامل می شود و اگر بهبو یابد بدون این که عیبی داشته باشد  یک دهم دیه کامل را دارد.

در تبصره ماده 610 قانون مجازات اسلامی می خوانیم که جراحات وارده  بر لب هرگاه باعث نمایان شدن دندان ها نگردد در صورتی که از مصادیق حارصه، دامیه و متلاحمه باشد حکم جراحات مذکور را دارد.

در باب دیه لاله گوش

از بین بردن دیه دو لاله گوش دیه کامل و اگر یکی از آن ها از بین برود نصف دیه کامل  و و از بین رفتن نرمه هر گوش یک ششم دیه کامل و بر اساس ماده 601 پاره کردن لاله یک گوش  یک شم دیه کامل را خواهد داشت البته یادآور می شویم که در صورتی که لاله و نرمه گوش بهبودی پیدا کنند ارش ثابت خواهد بود. در صورت فلج شدن لاله هرگوش 2سوم دیه لاله و بریده شدن لاله گوشی که فلج باشد یک سوم دیه لاله  را دارد.

هر گاه لاله گوش ظوری قطع شود که در زیر آن استخوانی نمایان گردد دیه  لاله گوش به اضافه دیه موضحه  به مجنی علیه تعلق می گیرد  نکته ای که در ماده 604 قانون مجازات اسلامی می خوانیم این است که گوش شنوا و ناشنوا یا دارای نقصی که لاله اش سالم و دارای حس کامل است  در این حکم ها برابرند.

پرده هر گوش را پاره کردن سبب ارش است. و اگر این پارگی به حدی باشد که سبب شود حس شنوایی گوش از بین برود یا دچار نقصان شود  دیه به همراه ارش خواهد داشت. حال اگر آسیب به گوش سبب سرایت به حس شنوایی شود و حتی اگر منجر به شکستگی استخوان گردد دیه خواهد داشت.

دوستان همراه با کمک لینک نیز می توانیم به مقاله ذکر شده رجوع کنیم و با دیه دنده و ترقوه نیز  آشنا شویم. 

 در باب دیه مو

ریش مرد یا موی سر او اگر طوری کنده شود یا از بین برود  که دیگر رویش نکند دیه کامل دارد.ولی اگر دوباره بروید نسبت به موی سر ارش خواهد داشت. حال اگر موی سر زن کنده شود یا از بین برود  زوری که دیگر نروید  قطعا دیه کامل خواهد داشت و اگر بروید مهر المثل دار د. اگر مهر المثل بیشتر از دیه کامل زن باشد فقط به اندازه دیه کامل زن پرداخت می شود. حال اگر قسمتی از موی سر  زن یا ریش مرد چنان از بین برود که دوباره در بیاید موی سر مرد شامل ارش  و در مورد ریش وی  به نسبت  یک سوم دیه کامل را خواهد داشت

 درمورد موی سر زن هم  به همان نسبت از مهر امثل دیه پرداخت می گردد. اگر موی سر زن یا مرد یا ریش مرد کنده شود  در حالتی که با رضایت  شخص باشد یا با رضایت ولی وی باشد  یا اینکه به جهت و مستندات پزشکی باشد دیه و ارش ندارد. ولی اگر کارشناس نظرش بر نروییدن باشدو دیه پرداخت بشود اما بعد از مدتی بروید و خلافش ثابت شود ارش به اضافه یک سوم دیه یا مهر المثل باید بازگردانده شود.حال اگر نظر کارشناس نسبت به موضوع مزبور دال بر روییدن مو باشد و ارش با یک سوم و یا مهرالمثل به عنوان دیه پرداخت گردد اما مو نروید و خلاف موضوع ثابت شود باید مابه التفاوت پرداخت شود.

در راستاب مطالب ذکر شده می توانید با مطالعه مقاله مجازات فرار از صحنه تصادف  به طور مفصل تری در این زمینه اطلاعاتی کسب نمایید. 

اگر ابروها کنده یا از بین برود چنانچه بدون رضایت شخص یا ولی وی باشد و ضرورتی هم نداشته باشد یک چهارم دیه کامل و اگر دوباره رویش کند   ارش به آن تعلق می گیرد و حال اگر مقداری از ابروها رویش کند نسبت به مقداریکه روییده ارش و نسبت به آن مقدار که نروییده دیه پرداخت می گردد که باید مقدار مساحت محاسبه گردد.حال اگر مقداری از موی سر ریش و ابرو پیش از جنایت از بین رفته باشد  از بین بردن باقیآن حکم زایل نمودن قسمتی از مو است. اگر جنایت به این صورت حاصل شود که اسیب به عضو یا پوست و نظیر آن ها موجب از بین رفتن موی سر یا ریش یا ابرو گردد دیهو با احتساب موارد مذکور دیه یا ارش خواهد داشت.

اگر همه یا قسمتی از موی پلک یا سایر موهای بدن از بین برود ارش به این جنایتمتعلق است و اگر این از بین بردن با زایل کردنعضو یا کنده شدن پوست توام شود دیه یا ارش محل مو را خواهد داشت و اگر موی سر زن یا مرد از بین برود ولی بعد رویش کند اما با نقص بروید  ارش ثابت است.

در راستاب مطالب ذکر شده می توانید با مطالعه مقاله انواع دیه به طور مفصل تری در این زمینه اطلاعاتی کسب نمایید. 

چه طور می توان دیه دیه سر و گردن رامطالبه نمود؟

ابتدا باید به اداره پلیس محل وقوع جرم مراجعه نمود و  موضوع را بیان کردو ثبت شکایت نمود. در این حالت پلیس اظهارات شاکی را شنیده و تحقیقات خود را انجام می دهد و پرونده که تکمیل شد در نهایت موضوع را جهت دادرسی به دادسرای محل وقوع جرم می فرستد. در این جا کسی که میزان آسیب را بررسی می کند پزشکی قانونی است که از سوی باز پرس پرونده به او ارجاع شده است و پزشکی قانونی باید با اعلام نظر کارشناسی میزان دقیق آسیب و دیه را تعیین کند البته باید توجه داشت در مواردی ممکن است آثار جراحات از بین برود در این صورت باید قبل از ارجاع به دادسرا نظر پزشکی قانونی را دریافت نمود. زمانی که دادگاه موضوع را رسیدگی کرد تمام جوانب را درنظر گرفته و رای را صادرمی کند و البته در موارد مجرم ضمن پرداخت دیه محکوم به حبس و جزای نقدی نیز هست  گاهی هم شخص فراری است یا به دلایلی مورد عفو واقع شده که در این صورت بازهم دیه ساقط نخواهد شد و شخص شاکی می تواند باداشتنمدارکی مثل مصدق دادنامه،گزارش مرجع انتظامی و نظریه پزشکی قانونی درخواست مطالبه دیه نماید و اگر این مدارک را هم نداشت می تواند با درخواست استعلام پرونده شهات شهود معاینه و تحقیقات محلی و ...نسبت به موضوع مطروحه اقدام نماید

image
JM
نویسنده این مطلب

مهدی حنیور

ارسال دیدگاه

کاربر عزیز برای ارسال دیدگاه ابتدا باید عضو یا وارد شوید

عضویت / ورود
 
دیدگاه ها
این مطلب نظری ندارد