کاربر گرامی به وب سایت دادسرا یار خوش آمدید | برای استفاده کامل از امکانات سایت عضو یا وارد شوید

استرداد هدیه نامزدی و طلاق+نکات مهم+بررسی تخصصی

شما در حال مشاهده مطلب مذکور در بخش مقالات سایت می باشید

استرداد هدیه نامزدی و طلاق+نکات مهم+بررسی تخصصی

استرداد هدیه نامزدی و طلاق+نکات مهم+بررسی تخصصی


 خداوند  بلند مرتبه در ذات انسان ها اختیار و انتخاب را قرار داده است و به خاطر همین است که انسان ها توانایی انتخاب راه زندگی خود را دارند. مهمترین تفاوت انسان با دیگر آفریده های خداوند نیزهمین امر می باشد.  زندگی ما انسان ها سرشار از اتفاق های مهمی می باشد که راه خوبی و بدی را برای ما روشن می کند.  راهی که ما با استفاده از عقل واختیارمان انتخاب می کنیم. به خاطر همین است که قسمت زیادی از تصمیم هایی که در زندگی می گیریم،  مسئولیت آن با خودمان است.


بحث ازدواج نیز یکی از با ارزش ترین انتخاباتی است که هر فردی در مسیر زندگی اش انجام می دهد. از طرف دیگر طلاق یکی از دردناک ترین تصمیماتی است که فرد در طول زندگی زناشویی می گیرد  که در دین به عنوان زشت ترین حلال خداوند نام برده شده است.


طبیعی است که بحث جدایی و طلاق  زن و شوهر از نظر حقوقی دارای مباحثی می باشد که باید حتماً نسبت به آن مباحث آگاهی لازم  را داشته باشیم و چنان چه از قوانینی که مربوط به طلاق می باشد، بی اطلاع باشیم،  باعث به وجود آمدن مشکلات زیادی می شود که زیان های معنوی و مادی برای طرفین به بار خواهد آورد. زن و شوهر با توجه به شرایط شخصی،  رسم و رسوم خود و با توجه به شخصیت خانوادگی نسبت به برگشتن هدایا به یکدیگر اقدام می کنند.

استرداد هدیه نامزدی و طلاق
استرداد هدیه نامزدی و طلاق

استرداد هدیه دوران نامزدی در صورت عدم وقوع وصلت

وکیل طلاق شرح میدهید:

ابتدای دوره نامزدی از زمانی است که دختر جواب مثبت بدهد  وانتهای آن متصل به زمان عقد است.  دوران نامزدی پس از تمایل طرفین به زناشویی شروع می شود و .در رفتار و شناخت واقعی طرفین تاثیر بسزایی دارد در این دوران می توان با کمک گرفتن از افراد با تجربه به شناخت بهتری نائل شد. کشمکش های زندگی آینده را تعدیل کرد و صبر آن ها در اوایل  زندگی بیش تر می شود.


در دوران نامزدی صیغه محرمیت منتفی است  زیرا در این دوره آن ها نمی توانند ارتباط جنسی با یکدیگر داشته باشند و فقط می توانند هم دیگر را ببینند. چرا که صیغه محرمیت یعنی ازدواج موقت نامزدی وعده ازدواج است و ایجاد علقه زوجیت نمی کند.
  حال اگر نامزدی به هم بخورد، هدایا باید مسترد شود. اگر هدایا از بین رفتنی باشد، نیازی به استرداد نیست. اما اگر هدایا از بین رفتنی نباشد، باید به طرف مقابل برگردانده شود. هدایای دوره نامزدی در صورت به هم خوردن نامزدی باید پس داده شود. هدایای مصرف شده قابل برگشت نیست. ولی هدایایی که عین باشد حتماً برگشت میخورد.  در صورت فوت یکی از نامزدها نیز همین مطلب صادق است. 

اخلاق حکم می کند که عکس و فیلم ها برگردانده شوند. زیرا ممکن است از آن ها سوء استفاده شود. اما اگر هدایایی که عين  هستند از بین رفته باشند،  باید قیمت آن ها پرداخت شود. زمانی که نامزدی دراثر فوت یکی از طرفین به هم خورده  است باید عین هدایا برگردانده شود. اگر عین هدایا نبود رجوع به قیمت معنایی ندارد.
ماده ۱۳۰۷ و ۱۳۰۸ قانون مدنی  جمهوری اسلامی ایران به نحوه ی گرفتن هدایا در دوران نامزدی زوجین و یا در صورتی که ارتباط این دوران به عقد نکاح و ازدواج تمام نشده باشد، می پردازد.
با توجه به  مفاد قانونی فوق هرگاه نامزدی طرفین به هر علتی از بین برود همه ی هدایای که از سوی دختر و پسر به هم دیگر داده اند، لازم است که به یک دیگر برگردانند و چنان چه که این هدایا موجود نباشد لازم است که معادل ریالی آن پرداخت شود.

تفسیر ماده ۱۳۰۷ قانون مدنی و ارتباط آن با دریافت هدیه بعد از طلاق 

گذشته از هزینه ای که نامزدها یا خویشان آن ها در دوره نامزدی می کنند، ممکن است هدایایی به وسیله ی هر یک از نامزدان به طرف دیگر یا خویشان او داده شده باشد. هدیه بر حسب عرف وعادت و طبق تعریفی که علمای حقوق از آن کرده اند ، یک نوع هبه است. هبه قراردادی است که به موجب آن یک نفر مالی را مجانی به کسی تملیک می کند. بنابراین دریافت کننده هدیه مالک آن می شود و می تواند در آن تصرفات مالکانه نماید. 

البته هدایایی که در دوره نامزدی داده می شود  تابع مقررات خاصی است و قواعد هبه درباره آن ها کاملا اجرا نمی شود. با توجه به ماده  ۱۳۰۷ قانون مدنی هرکدام از طرفین هنگامی که این رابطه از بین برود می توانند هدایایی که به یکدیگر داده اند یا به یکی از اقوام از او بگیرند و چنان چه وجود نداشته باشد، قیمت آن را بپردازند. اما اگر بدون دلیل از بین رفته باشد نیازی به پرداخت عین یا قیمت آن ندارد.

استرداد هدیه نامزدی و طلاق
استرداد هدیه نامزدی و طلاق


تحلیل ماده ۱۰۳۸ قانون مدنی و استرداد هدیه دوران نامزدی و طلاق 


چنان چه به فوت یکی از طرفین، این رابطه از بین برود، نیازی به دادن مال با توجه به قیمت آن نیست. بنابراین دو ماده باید بین هدایایی که عین آن موجود است و هدایایی که تلف شده است، فرق گذاشت. اگر عین هدایا موجود باشد، هدیه دهنده در صورت به هم خوردن نامزدی می تواند آن ها را استرداد کند. هم چنین می توان گفت با به هم خوردن وصلت، علت هدیه ازبین می رود و بجاست که هدیه به دهنده ی آن باز گردد. اگر عین هدایا تلف شده باشد، دو فرض می توان کرد یا هدیه از چیزهایی بوده که عادتاً نگاهداشته نمی شود. یعنی از  اشیای مصرف شدنی بوده مانند شیرینی، صابون، عطر و ادکلن و یا از چیزهایی که به حسب عادت نگاه داشته می شود. مثل ساعت و پارچه. در مورد اول دهنده هدیه، حق مطالبه قیمت نخواهد داشت. ولی در مورد دوم مستحق بهای هدیه خواهد بود. مگر در دو مورد:
که هدیه بدون تقصیر گیرنده تلف شده باشد. از آن جا که اصل، عدم تقصیر گیرنده است. اثبات تقصیر بر عهده هدیه دهنده است وانگهی چون گیرنده ی هدیه مالک آن به شمار می آید و تصرفات او مالکانه  بوده است.  اثبات و احراز تقصیر او در تلف مال ‏دشوار است. به هرحال تقصیر شامل تعدی و تفریط است و برای تشخیص آن باید به عرف رجوع کرد. اگر به هم خوردن نامزدی ناشی از فوت یکی از نامزدها باشد با وجود شرایط مذکور عین یا قیمت هدایایی که هر یک از نامزدها به طرف دیگر یا ابوین او برای وصلت  داده است، طبق نص ماده ۱۰۳۷ قابل مطالبه است.  

هدایایی که یکی از نامزدها به شخص دیگر غیر از نامزد خود و ابوین او داده است، نیز قابل استرداد است. مانند هدایایی که به قیم نامزد یا یکی از خویشاوندان نزدیک و محبوب او غیر از پدر یا مادر داده است. چون خصوصیتی در هدیه ای که به طرف دیگر یا ابوین او داده شده است، نیست. با توجه به وحدت ملاک، می توان هدایای اعطایی به اشخاص دیگر را نیز قابل استرداد دانست. لیکن دشوار است که بتوان به اشخاصی که به مناسبت ازدواج، هدایایی به نامزدها داده اند، اجازه داد که عین یا قیمت آن ها را در صورت به هم خوردن نامزدی مطالبه کنند. مگر در حدودی که هبه در حقوق ایران قابل رجوع است، قانونگذار این حق را فقط به هر یک از نامزدها داده است.

 استرداد طلا فروخته شده

 بر اساس ماده ۱۰۳۷ تا ۱۰۴۱ قانون مدنی در دوران نامزدی  که همان دوره خواستگاری می باشد، اما هنوز عقد نکاح در آن انجام نشده است. در این دوران زوجیت ایجاد نشده و با دوره عقد فرق می کند. بنابراین استرداد هدایای نامزدی مربوط به دوران نامزدی می باشد و در این دوره هر یک از نامزدها این امکان را دارند چنان چه نامزدی منحل شود و باعث عقد نکاح نشود، زوج و زوجه هدایایی که به یکدیگر و والدین هم داده‌اند،  می توانند مسترد گردانند. چنان چه هدایا موجود نباشد، قیمت آن ها پرداخت می شود. 

چنان چه در دوره نامزدی یکی از طرفین فوت کند، شامل این مقررات نمی شود. اما اگر در دوره نامزدی ازدواج و عقد نکاح صورت بگیرد، جهت استرداد هدایا و طلاجات  باید به مقررات  عقد هبه  در مواد ۷۹۵ تا ۸۰۷ قانون مدنی رجوع نمود. وقتی عقد نکاح صورت می گیرد ، بر اساس نظر اکثریت در رویه قضایی رجوع به هدایای نامزدی امکان پذیر نمی باشد. چون از نظر قضات عقد نکاح او عوض معنوی هدایای داده شده، می باشد و با این توضیح هبه معوض بوده و قابل رجوع نیست. 

در یک پرونده، زوجی ادعا کرده است  که در جشن نامزدی، سرویس طلایی به زوجه هدیه داده است. بعد از ازدواج که دچار اختلاف شدند. زوج سرویس طلا را به دلیل نیاز مالی زمانی که زنش در منزل پدر بوده است، فروخته و فاکتور طلاها به اسم زوج بوده و پول را خودش داده است. زوج شکایت استرداد طلا را به دادگاه طرح کرده است و ادعا داشته که طلاها در دست زوج امانت بوده و نباید آن ها را می فروخته و بدین طریق خیانت در امانت کرده است. در سند ازدواج هم از سرویس طلا قید نشده است. 

در این پرونده باید گفت، چنان چه سرویس‌ طلا بخشی از مهریه بوده و در سند ازدواج قید شده باشد، حق با زوجه است و خیانت در امانت صورت گرفته است. اما با توجه به مفاد پرونده که نامی از سرویس طلا در سند ازدواج نیست باید گفت شخص زوج می تواند رجوع از هبه را مطرح نماید. در مثالی دیگر زوج ادعا کرده که صد گرم طلا برای همسرش خریده است. در سند ازدواج هم قید شده است . 

بعد از ۲ سال زندگی مشترک به سبب نیاز مالی با رضایت زوج طلاها را فروخته اند و و اکنون در پروسه ی طلاق به سر می برند. آیا زن می تواند از زوج شکایت کند که چرا طلاها را فروخته است ؟ با توجه به این که زوج، خودش زمان عقد، طلا را خریده است، در پاسخ باید بگوییم خیر. زوجه حقی بر شکایت از این بابت را نخواهد داشت. جز این که فاکتور داشته و فاکتور به نام او باشد و یا این که سندی مبنی بر بدهکاری زوج به زوجه در اختیار داشته باشد. یا این که بتواند ثابت کند که طلا به عنوان قرض در اختیار زوج بوده است.

استرداد هدیه نامزدی و طلاق
استرداد هدیه نامزدی و طلاق

آیا طلا جز مهریه حساب می شود؟

 یکی از از موضوعات مهمی که در زمان دعوای طلاق زوج و زوجه پیش می‌آید، استرداد طلا از شخص زوجه است.  وقتی مرد در مناسبت‌های مختلف طلاهایی را برای زن می خرد،  این امکان وجود دارد که در حین طلاق بخواهد آن ها را از زن استرداد کند. یا این که آن را عوض مهریه قرار دهد. اما  این موضوع را باید در نظر داشت که مالکیت طلا بعد از طلاق متعلق به زن می باشد. چون مرد آن را به همسرش هدیه داده است . در واقع عده‌ای از حقوق دانان بر این باورند وقتی مرد طلاجاتی را می خرد و آن را به زن می بخشد، زن مالک آن ها خواهد بود. بنابراین تکلیف این دسته از طلاجات بر اساس عقد هبه و قوانین موجود در قانون مدنی معلوم است. یعنی مانند جهیزیه که پدر عروس به دخترش می‌بخشد و دختر مالک جهیزیه می شود وقتی مرد طلاجاتی را به زنش می بخشد، زن مالک آن می شود.

 اما بر اساس نظر عده ای دیگر از حقوقدانان باید میان طلا و جواهرات که به مناسبت های مختلف، زوج و زوجه به هم هدیه می دهند و سایر طلاهایی که مرد به زن می دهد تفاوت گذاشت. در شکل اول طلاجات شامل مقررات عقد هبه می‌شود و زن مالک آن ها نخواهد بود. اما در حالت دوم، هدف مرد این است که زن از طلاجات استفاده کند و اگر نیاز به پول یا وجه نقد داشته باشد، قادر است، طلا و جواهرات را از زن مسترد گردیده و بفروشد و در مسائل زندگی مشترک از محل فروش آن بهره ببرد. 

 در مثالی، خانمی ادعا دارد که شوهرش برای استرداد حلقه ازدواج اقامه دعوا کرده است و او را محکوم نموده که حلقه ی ازدواج را پس دهد. در صورتی که شخص خانم حلقه را فروخته است. دادگاه، حکم به محکومیت زوجه داده و اجراییه صادر شده است. بنابراین زوجه باید قیمت حلقه را به قیمت روز به شوهر بدهد. از طرف دیگر، زوج، در پرونده ی مهریه، محکوم به پرداخت هر ده ماه یک سکه می باشد. 

سوال این جاست که آیا زوجه می تواند هزینه حلقه را نداده و آن را به عنوان بخشی از مهریه به اجرای احکام معرفی نماید؟ در پاسخ باید بگوییم که بله. مبلغ حلقه را باید طی یک فیش پرداخت نموده و بلافاصله آن را از بابت مهریه توقیف نماید. پس می‌توان گفت که طلا جز مهریه محسوب نمی شود اما به پای مهریه می توان آن را تهاتر نمود. البته اگر زوج بتواند ثابت کند که فاکتور فروش طلا ها به اسم خودش بوده است و یا این که طلاهایی که به زن بخشیده است، هبه معوض  بوده است.

استرداد طلا با فاکتور و شاهد

 طلا و جواهراتی که مرد به مناسبت های متفاوت به همسر خود می‌دهد را می توان تحت عنوان عقد هبه در قانون مدنی مطرح کرد. همان طور که بر اساس عقد هبه، یک نفر مالی را به شکل مجانی به شخص دیگری می بخشد و این موضوع در ماده ۷۹۵ قانون مدنی بیان شده است. پس کسی که به او هدیه داده می شود، مالک آن مال خواهد بود و قادر است هر شکل تصرفی که بخواهد در آن انجام دهد. به عنوان مثال اگر مرد طلاهایی را به زوجه هدیه داد، زن قادر است آن ها را بفروشد چون مالک آن ها می باشد.

 عقد هبه یک عقد جایز می باشد یعنی فرد هر موقع بخواهد می‌تواند آن را به هم بزند و مالی را که هدیه داده است، پس بگیرد.  در اصطلاح حقوقی از عقد هبه می توان رجوع نمود. اما در بعضی از موارد مرد قادر نیست از هبه ی طلاها رجوع کند و طلاهایی را که به زوجه داده است، مسترد گرداند. بر طبق ماده ۸۰۳ قانون مدنی در این موارد نمی توان از عقد هبه رجوع نمود. 

- در شرایطی که مال هدیه شده زائل شده باشد.

- در جایی که مال هدیه شده از ملکیت هبه گیرنده خارج و به شخص دیگری تعلق گرفته باشد.

- در صورتی که در مال هبه شده تغییراتی ایجاد شود.

- در شرایطی که هبه از نوع معوض باشد و در ازای آن دریافت شده باشد. دیگر امکان ندارد که از عقد هبه رجوع کرد و مال هدیه شده را مسترد گرداند.

مثلاً زوج ادعا کرده است که  همسر او ۱۰ ماه پیش از خانه رفته و در حال انجام پروسه ی طلاق می باشد. هنگامی که خانه را ترک کرده است، دو سرویس طلا به اندازه ۱۰۰ گرم از خانه او خارج نموده و ادعا می کند که فاکتور دو سرویس طلا را دارد و زوج شکایت استرداد طلاجات را نکرده است و مدعی است  که همسر او می گوید، این طلاها هبه بوده و بر اساس یک اقرارنامه  آن ها را به پدرش واگذار کرده است. سوال  زوج این است که آیا می تواند نسبت به همسرش شکایت کند و طلاها را استرداد نماید؟ 

آیا می تواند ادعا کند که طلاها نزد همسرش امانت بوده و این که زوجه به پدرش واگذار کرده و در واقع خیانت در امانت کرده است یا خیر؟ در پاسخ باید بگوییم، هر ادعایی احتیاج به دلیل و سند دارد و این اثبات باید صورت بگیرد که طلاهایی که به  زوجه داده شده است هدیه و هبه است نه امانت. شخص زوج باید دعوای حقوقی استرداد طلا را اقامه نماید و زوجه هر ادعایی که دارد باید اثبات کند. اما در اختیار داشتن صرف فاکتور کفایت نمی کند. و زوج باید سندی مبنی بر تحویل طلاها به زوجه داشته باشد.

 بنابراین اگر ثابت شود، مرد هدایایی را به زن هبه کرده است و فاکتور خرید آن ها را داشته باشد، می تواند دادخواست رجوع از هبه و استرداد طلا را به طرفیت زوجه به دادگاه تسلیم کند. البته  با این شرط که هبه ی معوض نباشد و عین مال داده شده و هنوز در اختیار زوجه باشد. در این صورت می‌تواند آن را مسترد گرداند. البته در ماده ۸۰۳ قانون مدنی به این نکته اشاره شده است که بعد از از قبض هم شخصی که هبه کرده است، اگر عین موهوبه موجود باشد، می تواند از هبه رجوع کند.

 جز در موارد زیر1- در حالتی که متهب پدر یا مادر یا فرزندان واحد باشد2- در صورتی که هبه معوض بوده و عوض هم داده شده باشد3- و در صورتی که عین موهوبه از ملکیت متهب خارج یا متعلق حق غیر قرار بگیرد. مانند این که متهب به دلیل فلس محجور شود. خواه ارادی و اختیاری. مانند این که موضوع به رهن داده شود4- در صورتی که در عین موهوبه تغییری ایجاد شود. 

 در مثالی دیگر خانومی ادعا می کند که شش ماه در منزل پدرش به سر می برد و شوهر او طلاهایش را برده است. زوج مدعی است که طلاها را با درآمد شغلی خود خریداری کرده و فاکتور به نام خودش می باشد . آیا می تواند طلا را با فاکتور استرداد کند. در پاسخ باید بگوییم چنان چه مالکیت طلاهای خریداری شده بر اساس فاکتوری که صادر شده است، متعلق به شخص زوج باشد. امکان استرداد آن به وسیله تقدیم دادخواست به مرجع قضایی صالح میسر می باشد. البته با به نام زوج بودن فاکتور، فقط می تواند طلاها را استرداد کند اما زوجه پیش از هرچیز باید اثبات نماید، طلا ها در ید همسرش می باشد و به این منظور نیازمند شاهد است.

استرداد هدیه نامزدی و طلاق
استرداد هدیه نامزدی و طلاق

تکلیف طلا بعد از طلاق

 بسیاری از افراد این سوال در ذهنشان نقش می گیرد که هنگام طلاق وضعیت حقوقی طلاهای زن چگونه خواهد بود؟ در موارد بسیاری زوج بعد از طلاق دادخواست استرداد طلا را به دادگاه تسلیم می کند. در بسیاری از موارد، دادخواست مطالبه طلاجات نتیجه ای ندارد و در مواد ۷۹۵ تا ۸۰۳ قانون مدنی مقرراتی که بر استرداد هدایای زندگی مشترک حاکم است، بیان شده است.

 از نظر اداره کل حقوقی قوه قضاییه، زوج با توجه به فاکتورهای خرید، دادخواست استرداد طلاجاتی که برای همسرش خریده است را ارائه می کند. سوال اینجاست که آیا اگر ثابت شود که زوجین طلاجات را خریده است، می شود آن را استرداد نمود یا خیر؟ از نظر اداره کل حقوقی قوه قضاییه، اگر این موضوع محقق شود که طلا و جواهراتی که برای زن  یا مرد خریداری شده  تحت عنوان  هبه یا عاریه  در اختیار شخص مقابل بوده است. 

در صورتی که هبه باشد با در نظر گرفتن ماده ۸۰۳ قانون مدنی و مراعات بندهای آن و در صورتی که عاریه باشد با در نظر گرفتن مقررات عاریه قابلیت استرداد را خواهد داشت. اما اگر این موضوع اثبات شود که اشیای مذکور به شکل هبه معوض در اختیار هر یک از طرفین بوده است، دیگر قابلیت استرداد نخواهد داشت. 

بنابراین اگر زوج، هدایایی را برای زن خریده باشد و بعد از عقد به او هبه کرده باشد و فاکتور خرید آن ها را داشته باشد، قادر است دادخواست رجوع از هبه و بازگرداندن طلا یعنی استرداد طلا را به دادگاه تسلیم نماید. البته با این شرط که این هبه معوض نباشد و این مالی که هبه شده است، هم چنان در اختیار و مالکیت زوجه قرار داشته باشد. در این صورت قابلیت استرداد را خواهد داشت.

نمونه دادخواست استرداد طلا با فاکتور

رای بدوی

در خصوص دعوی آقای .. و خانم ... با وکالت آقای ... به طرفیت خانم .. به خواسته استرداد عین طلاجات طبق فاکتورهای پیوستی با احتساب خسارات دادرسی، بدین توضیح که خواهان‌ها با ارائه4 برگ فاکتور خرید طلا اعلام داشته‌اند که خواهان همسر قانونی خوانده بوده و موقع ازدواج جواهراتی از سوی ایشان و مادرش به خوانده داده شده و با توجه به حدوث اختلاف و این که جواهرات در نزد خوانده امانت بوده، تقاضای مطالبه ی آن به استناد شهادت شهود و ویدیو عروسی و فاکتورها را دارد و خوانده با حضور در جلسه دادرسی و با ارائه لایحه‌ای اعلام داشته که خواهان‌ها جزء یک دست سرویس طلا و یک جفت النگو که مربوط به جواهری کیان طلا می‌باشد به ایشان نداده‌اند و فاکتورها مربوط به قبل عقد ازدواج و آشنایی آنها می‌باشد و سرویس و انگشتر طلا نیز در غیاب آن ها از منزل مشترک توسط خواهان (همسرش) به همراه جهاز به شهرستان رشت منتقل شده و به آن دسترسی ندارد و شهود هم دارد و بعد دادگاه از شاهدان معرفی شده، طرفین بازجویی به عمل آورد.

 شاهدان معرفی شده عمه های خواهان ردیف اول و خاله ی خواهان ردیف دوم بودند، که اظهارات آن ها جهت مزید اطلاع اخذ شده است و اظهارات شهود خوانده که از همسایگان و آشنایان ایشان بودند. با اتیان سوگند به لفظ جل جلاله اخذ شده که اظهارات خوانده را تأیید نموده‌اند و فیلم ها نیز توسط خانم منشی دادگاه بازبینی شده و اعلام شده که یک سرویس طلای سفید که شامل گردنبند و گوشواره و دستبند بوده توسط مادر داماد (خواهان ردیف دوم) به خوانده داده شده است و در فیلم دیگری نیز یک جفت النگو توسط داماد به خوانده داده شده و چند عدد سکه که مشخص نشده نیم یا ربع یا تمام سکه بوده به خوانده داده شده است.

 نظر به مراتب فوق در خصوص دعوی خواهان‌ها نسبت به سرویس طلا و یک جفت النگو، نظر به این که جواهراتی که زوج به زوجه می‌دهد، زوجه اجازه استفاده از آن را دارد و در ید ایشان امانت می‌باشد و همسر به لحاظ رابطه زناشویی به ایشان داده و با حدوث اختلاف، حق استرداد آن را دارد و خوانده، سند کافی بر رد آن ارائه ننموده است، 

لذا دادگاه مستنداً به مواد ۶۳۵ و ۶۴۴ قانون مدنی و ۵۱۹ و ۱۹۸ قانون آیین دادرسی مدنی دعوی خواهان‌ها را محمول بر صحت تشخیص و حکم به استرداد آن ها (به موجب کپی دو فقره فاکتورهای مربوط در پرونده از جواهری کیان طلا (هر یک به وزن 15.5 گرم و 20 گرم) با احتساب خسارات دادرسی صادر و اعلام می‌دارد و نسبت به مازاد به لحاظ فقدان دلایل اثباتی مستنداً به ماده ۱۹۷ قانون آیین دادرسی مدنی حکم به بی‌حقی خواهان‌ها صادر و اعلام می‌دارد، رأی صادره حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر استان می‌باشد.

رئیس شعبه ... دادگاه حقوقی تهران 

رای دادگاه تجدید نظر

تجدیدنظرخواهی خانم .. نسبت به دادنامه .. مورخ .. صادره از شعبه .. دادگاه عمومی حقوقی تهران مشعر بر صدور حکم به الزام به استرداد طلاجات موضوع دو فقره فاکتور به شرح مقید در دادنامه با خسارات دادرسی به طرفیت آقای .. و خانم .. تقدیم گردیده است که با توجه به دادخواست تقدیم شده و نظر به این که با استنباط از ماده ۱۰۳۷ از قانون مدنی می توان اعلام کرد، هدایای تحویل شده از سوی زوجین به هم دیگر در صورت بهم خوردن عقد ازدواج و جدائی از هم دیگر قابل مطالبه است و مادامی‌که زوجیت فی‌مابین زوجین دوام و قوام دارد مطالبه این هدایا قابلیت استماع ندارد و در مانحن‌فیه دلیلی که حاکی از قطع روابط زوجین و طلاق باشد از سوی زوج ارائه نگردیده است. فلذا با پذیرش تجدیدنظرخواهی دادنامه فوق الذکر را به استناد ماده ۳۵۸ از قانون آیین دادرسی مدنی نقض نموده و به استناد ماده۲ قانون مذکورالذکر قرار عدم استماع دعوی صادر و اعلام می‌گردد. رأی صادره قطعی است. 

 رئیس شعبه ... دادگاه تجدیدنظر استان تهران 

استرداد هدیه نامزدی و طلاق
استرداد هدیه نامزدی و طلاق

بردن طلا توسط زن

   خانومی منزل شوهرش را به مدت دو ماه ترک کرده است و مقداری طلا و سکه به ارزش ۲۰ میلیون تومان برده است و زمانی که زوج سر کار بوده است، به منزل آمده و وسایل شخصی و طلاجات را با خود برده است. در این حالت با توجه به این که زن آن را ترک کرده است، زوج می تواند دادخواست الزام به تمکین به طرفیت زوجه بدهد و او را ناشزه عنوان دهد و از این حیث حق نفقهبه  زوجه تعلق نگیرد. اما در مورد طلا ها حقی نخواهد داشتت

 در مثالی دیگر خانمی بعد از ماموریت رفتن شوهرش، طلاجات منزل شوهر را برداشته و به مکان نامعلومی می‌رود و شوهراز او، به عنوان سرقت از ایشان طرح شکایت کرده است. اما هیچ شاهدی برای اثبات خواسته اش ندارد. در این مورد باید گفت، زوج، ابتدا باید اظهارات خود را از طریق پلیس ۱۱۰ یا ضابطین قضایی به صورت گزارش تهیه کند و گزارش تهیه شده را به اضافه شکواییه تقدیم دادسرا نماید و به اصطلاح طرح شکایت کیفری در حوزه محل اقامت خود کند. 

با در نظر گرفتن این که زوج، ادله اثبات از جمله سند اقرار شهادت ندارد باید از طریق ارائه اظهارات خویش مرجع رسیدگی را با سختی به این درجه از اقناع برساند و وارد رسیدگی شود. در این راه می‌تواند از تحقیق و معاینه محل وقوع جرم و پرسش از همسایگان و بازبینی و کنترل دوربین های مدار بسته، اگر وجود داشته باشد و استعلام از مخابرات جهت استعلام گزارش آخرین تماس ها و پیام ها استفاده کند. 

در مثال دیگر، زوج مدعی است که  که زوجه یک سال است که منزل را ترک کرده و همه طلاهایی که برای او خریده است همراه با فاکتور شان برده است و اکنون دادخواست مهریه داده است. سوال این جاست حال که زوج می‌خواهد اثبات کند که زن طلاها را از خانه برده است آیا می تواند بحث دزدی را مطرح کند؟ یا این که باید شکایت را به شکل جداگانه ای در این باره مطرح نماید و اگر زوجه اعتراف کند که طلاها را برده آیا قاضی این اندازه طلاها را از مهریه ی زوجه کسر می کند؟ یا این که باید توافق شود؟ در پاسخ باید گفت: اصلاً در میان زوج و زوجه، بحث سرقت و دزدی جایگاهی ندارد. زوج می توانست در مدت یک سال که زن خانه را ترک کرده بوده، دادخواست الزام به تمکین اقامه می نمود و این تمکین نکردن را تحت عنوان ناشزه بودن زن در دادگاه طرح می کرد تا نفقه به او تعلق نگیرد.

 زوج باید ثابت کند که طلاها را زوجه برده است و زوجه می تواند موضوع را انکار کند. جز این که زوج بتواند دلیل و مدرک بیاورد تا ثابت شود که زوجه طلا ها را برده است. اگر زوج بر اساس فاکتوری که زوجه دارد باید طلاها را برگرداند، و میزان طلایی که برده شده ،اثبات شود با مهریه ارتباطی پیدا نمی کند .جز این که زوج و زوجه بر اساس این موضوع توافق کنند. 

نمونه رای استرداد طلا با طرح دعوای خیانت در امانت

رای بدوی نمونه 

در خصوص دعوی ... به‌طرفیت ... به خواسته صدور حکم الزام خوانده به استرداد عین طلاجات، نظر به این که اموال مورد ادعای خواهان در زمان زوجیت برای خوانده خریداری و تحویل گردیده است. با فرض صحت ادعای مذکور چون قصد و اراده طرفین مبنی بر امانی بودن طلاجات مذکور نبوده و دلیلی از سوی خواهان مبنی بر این که ید خوانده نسبت به طلاجات ادعای امانی بوده که با تحقق طلاق یا در زمان مشخص‌شده خوانده (زوجه) مکلف به استرداد آن‌ها باشد.

بنابراین برخلاف ادعای امانی بودن طلاجات مورد ادعا قصد و اراده طرفین تملیک آن اموال به خوانده بوده و دلیلی از سوی خواهان مبنی بر بطلان این اراده ابراز نشده تا خوانده ملزم به استرداد آن باشد. بنابراین وظیفه اصلی دادگاه در رسیدگی به اختلافات اصحاب دعوی کشف اراده بوده و نه وضع آنک ه در مانحن‌فیه قصد و اراده طرفین نیز مبنی بر امانت نبوده است. تا خوانده ملزم به انجام خواسته باشد.

لذا دادگاه دعوی مطروحه را غیرثابت دانسته به استناد ماده 197 قانون آ.د.م. حکم به بطلان آن صادر و اعلام می‌نماید. رأی در مدت 20 روز پس از ابلاغ در دادگاه استان قابل تجدیدنظر می‌باشد.

رئیس شعبه ... دادگاه عمومی حقوقی تهران

رای دادگاه تجدید نظر 

در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ... به‌طرفیت خانم .. نسبت به دادنامه شماره .. مورخ... شعبه .. دادگاه حقوقی تهران که مطابق دعوای تجدیدنظرخواه به خواسته الزام به استرداد طلاجات با این استدلال که خواهان اصلی دلیلی بر امانی بودن موضوع خواسته ارائه ننموده و حکم بر بطلان دعوی صادر گردیده است.

دادگاه با عنایت به محتویات پرونده و لوایح تقدیمی، از آن جا که زوجین هر یک واجد شخصیت حقیقی مستقل می‌باشند و می‌تواند دارای مالکیت مستقل از هم باشند. لذا چنان چه قصد بر تملیک موضوع خواسته باشد باید در چارچوب قواعد حقوقی انجام شود.

از آن جا که اصل بر عدم تبرع می‌باشد و هم دلیل موجهی مبنی بر تبرعی موضوع خواسته و یا تملیک از طرف تجدیدنظر خوانده باشد، ارائه نگردیده و با وحدت ملاک از ماده 1037 و 1038 قانون مدنی که طرفین در فرض به هم خوردن نامزدی حق استرداد هدایا را دارند، اولویت آن چه در زمان رابطه زوجیت به اعتبار رابطه مذکور طرفین به هم داده باشند، با انحلال رابطه زوجیت حق استرداد آن برای طرف مقابل وجود دارد.

لذا از این‌جهت رأی معترضٌ‌عنه شایسته تأیید نبوده است و با نقض آن مستند به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و توجهاً به این که موضوع خواسته در زمره حقوق زمان زوجیت مانند نفقه نمی‌باشد، لذا حکم بر محکومیت تجدیدنظر خوانده به استرداد اقلام دوازده‌گانه موضوع ردیف 1 الی 12 ص 11 پرونده به‌ عنوان اموال خاص قابل انتفاع برای زوجه در حق تجدیدنظرخواه صادر و اعلام می‌نماید. نسبت به مابقی موضوع خواسته به لحاظ این که سایر اموال در زمره اموال خاص زوجه می‌باشد و به لحاظ عدم‌کفایت ادله، حکم بر بطلان دعوی صادر و اعلام می‌نماید. رأی دادگاه قطعی است.

استرداد هدیه نامزدی و طلاق
استرداد هدیه نامزدی و طلاق

راي دادگاه در مورد استرداد طلا

نمونه رای استرداد طلا و جواهرات

تاریخ رای نهایی: ..               شماره رای نهایی: ..

رای بدوی

در خصوص دعوی خانم... و ... به وکالت از طرف آقای ... به طرفیت خانم .. با وکالت آقای .. به خواسته رسیدگی و صدور حکم مبنی بر استرداد طلا و جواهرات به شرح فاکتورهای پیوست و خسارت دادرسی وکلای خواهان اظهار داشتند که موکل و خوانده به مدت معین  همسر قانونی یکدیگر بوده‌اند و در این مدت هزینه‌های‌ زیادی نموده و خوانده با استفاده از تدابیر خاص، خویشتن را مطلقه نموده و نظر به این که موکل به قصد وصلت منظور، این هزینه‌ها را انجام داده است، لهذا به استناد فاکتورهای پیوست تقاضای رسیدگی و صدور حکم شایسته را داریم. وکیل خوانده اظهار داشت، صرف‌نظر از خلاف واقع و بلا دلیل بودن ادعای خواهان، نظر به این که خواهان مشخص نکرده که دعوی خود را بر مبنای استرداد هدایای دوران نامزدی مستقر کرده یا بر مبنای رجوع از هبه، در فرض نخست خواهان همسر دائمی و رسمی موکله بوده نه نامزد وی. 

بدین ترتیب بحث استرداد هدایای دوران نامزدی منطقاً منتفی می‌شود و در فرض دوم و با مبنا قراردادن رجوع از هبه، نظر به این که باز در قسمت توضیحات دادخواست آورده ” به قصد وصلت منظور این هزینه را نموده و متأسفانه این وصلت سرانجام نگرفته ” می توان گفت که هبه موضوع فرض مطابق ماده ۸۰۰ قانون مدنی در مقابل انجام عمل مشروع ازدواج بوده و لذا معوض است.

لهذا طبق ماده ۸۰۳ قانون مدنی درصورتی‌که هبه معوض باشد و عوض هم داده باشد امکان رجوع ندارد که بار اثبات این ادعا و اقامه دلیل به عهده خواهان است. تقاضای رد دعوی خواهان را دارم. از توجه به جامع اوراق و محتویات پرونده، و ملاحظه اظهارات وکلای طرفین نظر به این که حسب فاکتورهای پیوست دادخواست طلا و جواهرات توسط خواهان خریداری گردیده و این هدایا به منظور وصلت در اختیار خوانده قرار داده شده است و با توجه به این که طبق ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی هریک از نامزدها می‌توانند در صورت به هم خوردن وصلت منظور، هدایایی را که به طرف دیگر یا ابوین او برای وصلت منظور داده است، مطالبه کند. 

که در مانحن‌فیه بنا به اظهارات طرفین وصلت منظور به هم خورده و خواهان و خوانده از هم جدا شده‌اند و با توجه به این که وکیل خوانده، دفاع مؤثری به عمل نیاورده است، لهذا دعوی مطروحه وارد و ثابت تشخیص و به استناد مواد ۱۹۸ و ۵۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی و ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی حکم به محکومیت خوانده به استرداد طلا و جواهرات به شرح فاکتورهای پیوست دادخواست و پرداخت مبلغ ... ریال هزینه دادرسی و حق‌الوکاله وکیل بر اساس تعرفه قانونی در حق خواهان صادر و اعلام می‌گردد. رأی صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر استان تهران می‌باشد.  رئیس شعبه ... دادگاه عمومی حقوقی تهران

رای دادگاه تجدید نظر

تجدیدنظرخواهی آقای ... به وکالت از خانم ... به طرفیت آقای ..نسبت به دادنامه شماره .. شعبه .. دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن به استرداد طلا و جواهرات به شرح فاکتورهای استنادی درحق تجدیدنظرخوانده محکومیت حاصل نموده، وارد است.

 استناد و استدلال دادگاه نخستین به ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی و قابل استرداد بودن هدایای طرفین در دوران نامزدی به جهت عدم حصول وصلت منصرف از موضوع دعوی است. زیرا به موجب سند نکاحیه شماره ...دفتر رسمی ازدواج ..حوزه ثبت تهران طرفین زن و شوهر شرعی و قانونی بوده و پس از مدتی زندگی مشترک به دلالت دادنامه‌های .. شعبه .. دادگاه حقوقی تهران و .. شعبه .. دادگاه تجدیدنظر استان تهران زوجیت به طلاق انجامیده است. بنابراین بر فرض صحت ادعا و اعطاکردن اقدام مذکور به تجدیدنظرخواه به جهت معوض فرض شدن هبه و هدایای دوران زندگی مشترک قابلیت استرداد ندارد و دادگاه به استناد ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی و بند ۲ ماده ۸۰۳ قانون مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته حکم به بی‌حقی تجدیدنظرخوانده صادر و اعلام می‌دارد. این رأی قطعی است.

رئیس شعبه ۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران

image
JM
نویسنده این مطلب

مهدی حنیور

ارسال دیدگاه

کاربر عزیز برای ارسال دیدگاه ابتدا باید عضو یا وارد شوید

عضویت / ورود
 
دیدگاه ها
این مطلب نظری ندارد