کاربر گرامی به وب سایت دادسرا یار خوش آمدید | برای استفاده کامل از امکانات سایت عضو یا وارد شوید

0تا100معاملات افرادغیررشید-کاربردی

شما در حال مشاهده مطلب مذکور در بخش مقالات سایت می باشید

0تا100معاملات افرادغیررشید-کاربردی

0تا100معاملات افرادغیررشید-کاربردی

معاملات افراد غیررشید

به نوشته دادسرایار در مقاله معاملات افراد غیررشید

دادسرایار 24 ساعته در خدمت شماست حتی روز های تعطیل

021-91-01-61-52

غیررشید کیست؟ معاملات او به چه صورت است؟ آن چه در این قاله سعی داریم به شرح آن بپردازیم همین موضوع می باشد . غیر رشید بر اساس تعریفی که در قانون مدنی می خوانیم کسی است که به طور عاقلانه در امور مالی و حقوق مالی خود قادر به تصرف نباشد به بیان واضح تر می توان گفت سفیه عبارت است از فردی که قدرت تشخیص بهای مادی اشیا را ندارد .

 همان طور که می دانیم یک یاز اساسی ترین شروط صحت قرار داد این است که متعاملین دارای عقل و بلوغ باشند  حال در این جا به بررسی این موضوع می پردازم که اگر کسی معامله ای را با غیر رشیدی انجام دهد تکلیف چیست؟

تقسیم بندی محجورین

بر اساس تقسیم بندی که در  قانون مدنی انجام شده است می بینیم که محجورین را به سه دسته تقسیم نموده است : صغیر _غیر  رشید و مجنون.

 صغار در مفهوم لغوی می دانیم که کلمه ای جمع می باشد که جمع مکسر کلمه صغیر است و مفهوم آن کوچک می باشد اما در حوزه و مباحث حقوقی به کسی گفته می شود که سن او به رشد جسمی برای این که زندگی مستقلی داشته باشد نرسیده است . بنابر این برای اینکه به رشد برسد نیاز به بلوغ دارد.

بلوغ

  در مفهوم لغوی  به معنای رسیدن و در علم روان شناسی دوره ای است که در جسم و احساسات و تفکر طفل ایجاد می شود . در دیدگاه حقوقی وقتی فرد به مرحله ای از زندگی برسد که توانایی بارداری را داشته باشد می توان گفت که به بلوغ رسیده است .  در قانون و شرع سن بلوغ برای دختران  نه سال تمام و برای پسران پانزده سال تمام تعیین شده است . بلوغ را می توان در دیدگاه فکری به بلوغ اعتقادی و حقوقی و حدود و تعزیرات و عبادی هم تقسیم نمود. در تعریف رشد هم باید بگوییم که وقتی فرد به رشد می رسد مصالح خود را قادر است تشخیص دهد و آن چه باعث منفعت و تضرر او می شود را تمایز می دارد. بنابراین وقتی کسی به رشد و بلوغ برسد به خاتمه صغیر رسیده  است. برای این که شخص بتواند در دارایی و اموال خودش دخل و تصرف نماید حتما باید به رشد و بلوغ رسیده باشد و این مورد باید به تایید مقام قضایی برسد و آمن حکم رشد می باشد. بیان این نکته هم ضروری است که پس از سن رشد احتیاجی نیست که حکم رشد داشته باشد

بیشتر بخوانید: ممنوع المعامله کیست؟

جز در موردی که فرد به تکامل نرسیده باشد و رشد نداشته باشد. سن رشد هجده سال تمام است و با رسیدن به این سن فرد رشید خواهد بود. به این نکته هم باید توجه داشت که قانون در مورد سن هجده سالگی سکوت کرده است این سن را عرف تعیین نموده است این سن همان سنی است که فرد برای اعزام به خدمت فرا وانده می شود و یا این امکان را دارد که گواهینامه رانندگی بگیرد قانون مدنی  قبلا  شرط رشد و خارج شدن از محجوریت را رسیدن به هجده سالگی می دانست اما  امروزه  بیرون رفتن از حجر را سن بلوغ در نظر گرفته است. در ماده  قانون مدنی  می خوانیم که بعد از این که فردی به سن بلوغ رسید  این امکان وجود ندارد که او را محجور فرض نمود جز این که عدم رشد و جنون او را بتوان اثبات نمود پس اصل بر رشد فرد بعد از رسیدن به سن بلوغ می باشد. صغیر در قانون به دو شکل  تعریف شده است: صغیر ممیز و صغیر غیر ممیز

بچه ای که بتواند خوب و بد را از هم تمییز دهد و قراردادها و عقدها را بشناسد و اثرات آن ها را هم درک کند صغیر ممیز است .  طفلی هم که قدرت تشخیص خوب و بد را نداشته باشد و نتواند سود و زیان را تشیص دهد و اثر معاملات راهم درک نکند صغیر غیر ممیز است. این را هم باید در نظر داشت که قانون مدنی  صغیر ممیز را از غیر ممیز تفکیک و تعیین ننموده است  اما این موضوع را به قاضی واگذار نموده است. صغار در یک سن به خصوص قدرت تشخیص دارند. برخی از آن ها  ممکن است قادر باشند در یک سن خوب و بد را از هم متمایز کنند  به همین سبب ممکن است صغیر در مورد  موضوعی قدرت تشخیص داشته باشد 

و در مورد موضوعی دیگر قدرت تشخیص ندارد. در ماده1212 قانون مدنی هم به این مطلب اشاره شده است گفتار و کردار صغیر تا اندازه ای که به اموال و حقوق مالی او در ارتباط باشد باطل و بی اثر می باشد. مقنن از دخل و تصرف در امور مالی فرد صغیر را باز می دارد به این علت که  ترس از ضرر مالی دارد  ولی اعمال برخی از عقدها  به دلیل این که تملیک بلا عوض می باشد و صغیر قادر نیست  مالی را در عوض آن از دست خود خارج کند  در قانون مدنی اذن داده شده است. به همین دلیل در قسمت اخیر ماده 1212 گفته شده است  با این حال صغیر ممیز این امکان را دارد تملک بلاعوض کند مثل صلح هبه و صلحی که عوض نداشته باشد و حیازت مباحات. اما در ماده 1208 قانون مدنی همان طور که می دانیم افرادی که غیر رشید هستند در قانون مدنی سفیه خوانده می شوند

 وقتی از غیر رشید صحبت می شود منظور فردی می باشد که دخل و تصرف او در امور مالی  با عقلش نمی باشد. بنابر این بر اساس این تعریف می توان گفت غیر رشید عقل و شعور لازم را برای اداره داراریی و مراقبت از منافع خود را ندارد. غیر رشید مساوی با مفهوم سفیه می باشد و سفیه هم مثل عاقل رفتار نمی کند  و منفعت خود را تشخیص نمی دهد  و همین معیار رشد می باشد که کسی بتواند سود را از زیان تشخیص دهد.

در ماده 1263 نکته ای اشاره شده است که حتی اقرار سفیه نمی تواند  در امور مالی موثر بیفتد اقرار در واقع اظهارات فرد است علیه خودش. بنابر این وقتی سفیه بر علیه خودش اظهاری می کن قابل شنیدن نمی باشد  و این به دلیل آن است که او قدرت تشخیص  سود و زیان ندارد.  اما این را باید متذکر شد که اعمال غیر مالی که غیر رشید انجام می دهد درست است و غیر رشید مانند صغیر قادر است تملک بدون عوض انجام دهد که پیش تر در قسمت صغیر توضیح دادیم. اگر غیر رشیدی خسارتی به دیگری وارد کند یا باعث تلف مالی شود که به سپرده شده  باید آن را جبران کند و در قبال آن مسئول می باشد این موضوع را در مواد 1215 و 1216 قانون مدنی می خوانیم   از جمله شروطی که  حکم حجر موجب آن است غیر رشید و غیر صغیر بودن می باشد  و فردی که محجور است  در انجام هیچ معامله ای اذن ندارد  جز این که به سن قانونی برسد آن موقع است که می تواند اموال خود را اداره کند و نیازی به قیم  ندارد. وقتی معامله ای صورت می گیرد برای متعاملین حقوق و تکالیفی  حاصل می شود پس دو طرف باید  آگاهی کامل داشته و عقد را منعقد نمایند و بررسی های لازم را انجام دهند  پس در مورد معاملاتی که اشخاص غیر رشید انجام می دهند  به این دلیل که عقلشان به رشد کافی نرسیده است  در معامله ای نمی توانند شریک باشند .

قانون  به دلیل عواقبی که معاملات دارند و با در نظر گرفتن مصالح مردم،افراد غیر رشید را برای انجام معامله مجاز ندانسته  است زیرا می ئداند که آن ها قادر نیستند مصالح خود را تشخیص دهند  و در صورت لازم این امکان را ندارند که حق و حقوق خود  را کسب کنند  بنابراین نباید فردی آن ها را در معامله شریک ونماید. فردی که رشید نیست قادر نمی باشد مستقلا معامله ای را انجام دهد و این عمل باید با قیم قانونی که به وسیله قانون مشخص شده است  انجام گیرد.بنابر این کسانی که عقل ندارند و قادر نیستند به طور مستقل در امور مالی خود دخل و تصرف نمایند و همه امور آن ها باید تحت سرپرستی قیم انجام شود غیر رشید هستند. در  قانون ایران سن رشد را هجده سال تمام مشخص نموده اند و وقتی معامله با شخصی کم تر از این سن انجام شود  باطل است جز این که با حکم و رای قانونی از حجر برون شده باشد  در این حالت قادر است در قراردادی دخیل شود. وقتی فرد محجور است  و حجر او از نوع غیر رشید می باشد  این موضوع فقط شامل امور اقتصادی او است  اما در مورد امور اجتماعی و حقوقی مستقل خواهد بود. بر اساس قانون  اگر کسی به سن قانونی رسید و مجنون نبود شامل قانون حجر نیست و کسی قیم او نخواهد بود.

بیشتر بخوانید: گواهی رشد چیست؟

در مورد فردی که سفیه می باشد درست است که امور اقتصادی او با سفیه می باشد اما او در تشخیص اعمال حقوقی تا حدودی قدرت تمایز دارد بنابر این این اعمال را خودش انجام می دهد البته قیم بر آن ها نظارت خواهد داشت اما شخص صغیر مثل مجنون قدرت تشخیص ندارد  پس معامله اشخاص غیر رشید باطل محسوب می شود. سوالی که در این جا در ذهن می آید این است که  چرا در ماده  قانون مدنی معامله با اشخاصی که غیر رشید هستند یا به بلوغ نرسیده اند باطل است  اما در ماده 213 قانون مدنی معامله با محجور  را غیر نافذ  می شناسند. در پاسخ به این سوال  باید گفت: بر اساس  نظریه ای که اداره کل حقوقی قوه قضاییه ایراد داشته است  با توجه به ماده  قانون مدنی  وقتی با اشخاصی که بالغ یا رشید نیستند معامله با آن ها به دلیل اهلیت نداشتن باطل خواهد بود.

و ماده  قانون مدنی که می گوید معامله ای که با محجور صورت پذیرد غیرنافذ است  خب ابتدا این تصور به ذهن می آید  که این دو ماده با هم تضاد دارند. درماده 190 قانون مدنی از شرایط اساسی  صحیحی بودن معامله دارا بودن اهلیت می باشد. در ماده 212 قانون مدنی هم معامله  با افرادی که بالغ یا عاقل یا رشید نباشند  به جهت عدم اهلیتشان  باطل است  از این ماده چنین بر می آید که  معامله باید با افراد اهلیت دار انجام شود   بنابر این چون با افرادی  که معامله کرده است اهلیت نداشته اند این معامله باطل خواهد بود  و اثر این بطلان به افرادی بر می گردد که  با او معامله کرده اند.در ماده 213 قانون مدنی  از محجورین صحبت نموده  اما به صورت عمومی  در این رابطه بحث کرده است  با توجه به این که حجر به معنی منع می باشد  محجور به کسی  می گویند  که قدرت دخالت در اموال و حقوق مالی خود را نداشته باشد  در حوزه فقهی هم به فرد ورشکسته که به جهت مصالح سایر افراد قادر نیست در اموال خود تصرف نماید  محجور می گویند. این امکان دارد که قانون گذار  به این اشخاص توجه داشته است  در واقع معامله این افراد باطل نمی باشد  اما چون به طلب کاران  زیان می رساند  نافذ نیست  اما اگر با اذن آن ها باشد نافذ خواهد بود.

پس از آن که صغیر به سن بلوغ می رسد از حجر بیرون رفته و قادر است امور مالی خود را اداره نماید و اصل بر درستی  این امور به وسیله خود شخص می باشد جز این که رشید نشدن او ثابت شود. 

بنا براین باید گفت وقتی یک صغیر رشدش به ثبوت می رسد می تواند اموال خود را اداره نماید و  پس از رسیدن به بلوغ  در موضوع اموال و امور مالی اصل بر عدم رشد می باشد  و در این مورد آرا متنوعی صادر می شود:1- اگر عملی حقوقی انجام شود که غیر رشید عامل آن باشد و فقط منفعت داشته باشد درست مانند وقتی که شخصی غیر رشید هبه ای را بپذیرد  این عقد هم درست است هم معتبر چون با اراده واقعی سفیه انجام شده است و نیازی به اذن ولی نیست. به اضافه همه تملکاتی که بلاعوض انجام می شود صغیر ممیز در آن ها منفعت دارد  مانند وقف حق انتفاع قبول هبه صلح بلاعوض و حیازت مباحات به جهت این که فقط منفعت دارد با اراده واقعی سفیه انجام می شود و احتیاجی به اجازه ولی نخواهد داشت.

2- اگر عملی که غیر رشید انجام می دهد هم منفعت داشته باشد هم ضرر. مانند وقتی که  غیر رشید نتواند ضرر و منفعت خودش را تشخیص دهد و در این حالت عقد بیعی ببندد که هم  امکان سود  برای او باشد هم ضرر. وقتی چنین اموری از سوی سفیه انجام شود نافذ نمی باشد و برای نفوذ نیاز به تنفیذ ولی یا قیم می باشد که با عنایت به مصلحت فرزند انجام می شود چه این اذن از پیش داده شده باشد  چه پس از انجام عمل.

3- اگرغیر رشیدی عمل حقوقی انجام دهد که  فقط زیان باشدک مانند وقتی که  غیر رشید به دیگری بخشش می کند و به خاطر این بخشش مالی از اموالش به شخص دیگری داده می شود  این امور فقط زیان آور می باشند و حتی با اجازه قیم بدون اثر می باشد. این نکته را هم باید در نظر داشت که  وقتی صغیری که ممیز است هدیه هایی معمول و عرفی که دارای منفعت معنوی می باشد  به دیگری بدهد مثل هدیه تولد  بخشش نافذ نیست و با اجازه ولی نفوذ می یابد.

معامله سفیه

وقتی غیر سفیه یعنی عاقل و بالغ و رشید  معامله ای کند به شکلی که تصرف او دور از عقل باشد جنس معامله اش سفهی می باشد با این که خود معامله کننده سفیه نیست. این معامله باطل خواهد بود. فرضا صلح بلاعوض به طوری انجام شود که مصالح کننده مالی را به طرف دیگر معامله بدهد که در ازای آن چیزی دریافت نکند. همه اموال و دارایی خود را چنان ببخشد که خودش مفلس شود

بیشتر بخوانید: مهر المسمی چیست؟

بیشتر بخوانید: بذل مدت در نکاح چیست؟

بیشتر بخوانید: نفی ولد چیست؟

 

image
JM
نویسنده این مطلب

مهدی حنیور

ارسال دیدگاه

کاربر عزیز برای ارسال دیدگاه ابتدا باید عضو یا وارد شوید

عضویت / ورود
 
دیدگاه ها
این مطلب نظری ندارد