کاربر گرامی به وب سایت دادسرا یار خوش آمدید | برای استفاده کامل از امکانات سایت عضو یا وارد شوید

دادستان و وظایف او +سیر تا پیاز و هرانچه باید بدانید-کاربردی ویژه

شما در حال مشاهده مطلب مذکور در بخش مقالات سایت می باشید

دادستان و وظایف او +سیر تا پیاز و هرانچه باید بدانید-کاربردی ویژه

دادستان و وظایف او +سیر تا پیاز و هرانچه باید بدانید-کاربردی ویژه

 دادستان و وظایف او

به نوشته دادسرایار در مقاله بررسی تخصصی دادستان و وظایف او

دادسرایار 24 ساعته در خدمت شماست حتی روز های تعطیل

021-91-01-61-52

با سلام خدمت شما دوستان عزیز و همراهان وبسایت دادسرایار امروز میخواهیم در مورد دادستان ماهیت شغلی او و جایگاه او در نظام قضایی کشور عزیزمان بایکدیگر صحبت کنیم

زندگی اجتماعی اقتضا می کند افراد جهت صیانت از زندگی خود با عناوین مختلف حقوقی و قضایی آشنا باشند تا هنگامی که با مشکلاتی از این دست روبرو می شوندبتوانند در جهت احقاق حقوق خود از افراد صاحب دانش یاری خواسته و نسبت به احقاق حقوق خود اقدام نمایند. دادستان یکی از آن دسته افرادی است که در کشور جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک منصب قضایی مهم درجهت اجرای عدالت تلاش می نماید
در ادامه مبحث به اهمیت دادستان و شرح وظایف او پرداخته می شود.در قسمتی از دادگستری مکانی وجود دارد که به آن دادسرا می گویندو رسیدگی به برخی از امور جزایی و غیر جزایی از وظایف آن می باشد .بالاترین مقام در دادسرا دادستان است بیشترین وظایف تحت نظر او انجام و
شاید بتوان گفت یکی از مهمترین وظایف دادسرا تعقیب و رسیدگی به جرمی است که افراد انجام می‌دهند

مدعی العموم کیست؟

در اصل به نماینده مردم در دادگاه ، دادستان گفته می‌شود که صادر کردن کیفرخواست علیه متهمان یکی از وظایف دادستان می باشد
به طور کلی دادستان را به عنوان دفاع کننده از حقوق مردم جامعه و همچنین مقام قضایی که در جهت اجرای عدالت تلاش می‌کند می شناسند
البته تامین امنیت و حفظ آن نیز از وظایف مهم دادستان است
در گذشته به جای واژه دادستان کلمه ی مدعی العموم, صاحب منصب یا وکیل جماعت به جای کلمه دادستان استفاده می‌کردند
هر چند هم اکنون نیز کلمه مدعی العموم به معنای دادستان و مترادف با آن شناخته شده سلام و درود خدا بر رئیس جمهور و به کار می رود.

درجه دادستان ها

دادستان ها از نظر مقام و درجه به سه دسته تقسیم می شوند:

۱ دادستان کل کشور

۲ دادستان شهرستان مرکز استان
۳ دادستان شهرستان

هر یک از دادستان ها به ترتیب سلسله مراتب باید بر عملکرد دادستان هایی که زیر نظر آنها فعالیت دارندنظارت کامل داشته باشند به این معنا که دادستان مرکز استان بر عملکرد دادستان شهرستان ونیز دادستان کل بر عملکرد دادستان مرکز استان نظارت می کند
نظارت بر عملکرد دادسرای عمومی, دادسرای انقلاب و دادسرای نظامی یکی دیگر از وظایف دادستان کل می باشد. که توسط دادستان های مربوطه انجام می پذیرد.

روش های اطلاع از ارتکاب جرم توسط دادستان

از جمله مواردی که در این خصوص می‌توان بیان کرد به شرح زیر می باشد
۱ مراجعه فرد شاکی به دادسراوشکایت کردن.

۲ کشف جرم توسط ظابطان دادگستری در حین گشت زنی یاانجام ماموریت.
۳ اطلاع یافتن یک شهروند از وقوع جرم وخبر دادن به دادسرا
۴وقوع جرایم مشهود در برابر داستان یا بازپرس..
۵ اقرار کردن متهم به جرم خود
۶ از طریق گزارشات مردمی و مجلس شورای اسلامی و گزارش مراجع نظارتی مثل سازمان بازرسی کل کشور.

وظایف دادستان چیست

قانون آیین دادرسی کیفری که یکی از مهمترین منابع در این زمینه می‌باشد به درستی وظایف اصلی دادستان را بیان می‌کند
طبق قانون مذکور وظایف دادستان را می توان به دو دسته تقسیم کرد
۱ وظایف قضایی: ریاست بر دادسرا اولین وظیفه قضایی دادستان است و تمام مواردی که در دادسرا انجام می شود با نظارت دادستانی و تحت نظر ایشان صورت می گیرد.

وظایف قضایی دادستان به چند دسته تقسیم می شود

الف ،رسیدگی به جرایم باجنبه عمومی
هنگامی که رسیدگی به جرم نیازی به حضور شاکی خصوصی نباشد
مانند رابطه نامشروع یا بی حجابی که دادستان وظیفه رسیدگی به آن را دارد.

ب ،رسیدگی به جرائم قابل گذشت

جرایم قابل گذشت با شکایت شاکی خصوصی در دادگاه مطرح می شود که داستان وظیفه دارد بعد از شکایت شاکی به موضوع مورد نظر رسیدگی کند.

ج ،صدور کیفرخواست

پس از تعقیب جرم و تفهیم اتهام و مشخص شدن مجرم ، صدور کیفر خواست . به عنوان یکی از وظایف اصلی دادستان اسب که پس از تنظیم کیفرخواست، توسط دادستان به دادگاه ارسال می‌گردد تا رسیدگی دادگاه به جرم مستند باشد.

ح ، تعیین وضعیت اشیای مورد استفاده در زمان وقوع جرم

خ ،حضور در دادگاه جهت محاکمه مجرم

اگر دادستان در جلسه محاکمه حضور نداشته باشد جلسه رسمیت نمی یابد در زمانی که دادستان با دلایل موجه در جلسه امکان حضور ندارد معاون او یا یکی از دادیاران می توانند به نمایندگی از دادستان در دادگاه حضور داشته یابند.

چ ، اجرای احکام کیفری
بعد از این که در دادگاه حکمی صادر شد جهت اجرا به دادسرا ارجاع و بازگردانده میشود در این حالت دادستان وظیفه اجرای این احکام کیفری را دارد.

 وظایف اداری دادستان

دو مورد از وظایف اداری دادستان به شرح زیر می باشد
الف ، نظارت بر اعمال ضابطان


نحوه عملکرد کارکنان دادسرا زیر نظر دادستان به عنوان رئیس دادسرا صورت می گیرد و دادستان بر فعالیت آنها نظارت خواهد داشت
ضابطانی که در دادسرا مشغول به فعالیت می باشند توسط دادستان آموزش های لازم به آن ها داده خواهد شد
از مهمترین و اصلی ترین وظیفه اداری دادستان می‌توان نظارت بر اعمال معاونین خود اعم دادیار و بازپرس دادسرا اشاره کرد.

ب ، امور حسبی
یکی دیگر از وظایف اداری دادستان‌ حفظ حقوق افراد صغیر, مجنون, غایب مفقودالاثر می باشد.امور سرپرستی محجوران در دادسرا عنوان واحدی می باشد که در دادسرا وجود دارد و زیر نظر دادستان اداره می‌گردد.

ضمنا لازم به ذکر است بالاترین مقام دادسرا دادستان می باشد ریاست دادسرا بر عهده دادستان است. دادسرا به تعداد مورد نیاز معاون اعم از دادیار و بازپرس و کارمند اداری دارد
وظیفه دادستان در حوزه قضایی بخش بر عهده رئیس حوزه قضائی و در زمان غائب بودن وی برعهده دادرس علی البدل دادگاه خواهد بود .داستان زمانی موضوع جرائم قابل گذشت را پیگیری می‌کند که شاکی شکایت کرده باشد و هر وقت شاکی از ادامه رسیدگی منصرف شود قرار موقوفی تعقیب صادر خواهد شد. در ادامه این مقاله به صورت تفصیلی به نقش دادستان در نظام دادسرایی ایران  خواهیم پرداخت .

 تاریخچه نظام دادسرا و دادستان

دادستان یا «مدعی العموم» مقام قضائی است که برای حفظ حقوق عمومی و نظارت بر اجرای قوانین مطابق مقررات قانونی انجام وظیفه می نماید؛ در مواردی که جرم دارای شاکی خصوصی نباشد و به نوعی موجب خسارت جامعه شده باشد، دادستان به نمایندگی از طرف مردم علیه مرتکبین اقامه دعوی خواهد نمود.

«مطابق ماده ۴۹ قانون اصول تشکیلات عدلیه صاحب منصب دادستانی (مدعی العموم) فردی از قضات است که برای حفظ حقوق عامه و نظارت بر اجرای قوانین انجام وظیفه نموده و وفق ماده ۵۰ این قانون، حكم وكيل عامه را در محاکمات کیفری دارد، به همین جهت گاهی «وکیل عمومی» خوانده می شود.عموما وقتی از دادستان سخن به میان می آید، تشکیلاتی به نام دادسرا به ذهن متبادر می شود که دادستان در معیت آن تشکیلات به انجام وظیفه می پردازد؛ «نهادی که ریشه در تاریخ فرانسه دارد و سابقه آن به قرن چهاردهم میلادی بر می گردد؛ زمانیکه افرادی تحت عنوان مدعی العموم (procuter general) یا وکیل عمومی (Avocet general) نمایندگی پادشاه را برای حفظ منافع دولت و پادشاه نزد دادگاه عهده دار بودند.»

«این افراد برای دفاع از منافع حاکمیت بخصوص منافع مالیاتی در دادگاهها نیز حضور می یافتند.» واژه پارکه که هم اکنون نیز در کشورهای فرانسوی زبان در معنای «دادسرا» استعمال می شود به نوعی مبین این دوران است که نمایندگان شاهان، همانند هر شاکی معمولی دیگر، ناگزیر از بیان ادعا به گونه ایستاده بر کف چوبی دادگاهها بودند و صندلی یا تریبون مخصوص قرائت نامه نداشتند؛

هم اکنون قضات دادسرا در بسیاری از کشورها «قضات ایستاده اند.» در کشور فرانسه در سال ۱۸۰۸ ارگانی جهت کنترل اقدامات دستگاه های پلیس ایجاد شد که به نوعی شکل ابتدائی دادسرا را داشت؛ چنانچه شأن انشاء و موضوعیت تشکیل نهاد دادسرا را بخواهیم رصد کنیم باید اذعان نمایم که دادسرا در مجموعه نظام های حقوقی دنیا نهادی است قضائی، که بدون برخورداری از حق دادرسی، در جهت آماده سازی کیفر خواست عمومی و تسهیل در رسیدگی دادگاه انجام وظیفه می نماید؛

البته به ندرت در بعضی نظام های قضائی، دادسرا در معیت دادگاه و مکمل و مقوم آن نیست بلکه چون انگلستان ممکن است مرتبط با نهاد پلیس باشد که با توجه به وابستگی و ارتباط فعالیت های تحقیقی پلیس با امر تعقیب جرایم، این ارتباط حرفه ای توسط صاحب منصبی شبه قضائی و انتظامی یعنی دادستان به انجام می رسد.

متناسب با نظام قضائی حاکم بر کشورها، نظام دادسرایی زیر نظر دادستان کل و یا حتی رئیس دادگستری اداره می شود؛ چنانچه در فرانسه قضات دادسرا به پیشنهاد وزیر میری و صدور حکم از سوی ریاست جمهور و بدون مداخله شورای عالی قضات به سیستم دادسرایی وارد می شوند حال آنکه احکام قضات دادگاه ها از سوی شورای عالی اضات صادر می گردد؛ در این نگره پیش از آنکه نهاد مدعی العموم، صبغه قضائی داشته باشد،

وابسته به دستگاه اجرایی است؛ البته در بازنگری قانون اساسی این کشور در ۲۷ ژوئیه ۱۹۹۳ مقرر گردیده شورای عالی قضات باید نظر خود را در مورد انتصاب قضات دادسرا قبلا اعلام نماید. آنچه در قاطبه نظام های حقوقی مختلط و مرکب دنیا [که دادسراها را در معیت دادگاه پذیرفته اند] جاری است اینکه از آنجا که جرم یک پدیده اجتماعی و دارای تبعات و عواقب اجتماعی است

لذا حق تعقیب جرم متعلق به جامعه است و جامعه این حق را به وسیله نمایندگان خود به موقع اجرا می گذارد؛ دادسرا نماینده جامعه است و به نام جامعه بزهکار را مورد تعقیب قرار می دهد.

وظیفه دادسرا دفاع از جامعه، دفاع از قانون و دفاع از حق است. در سیستم هایی که دادسرا پذیرفته شده، مراجعه به دادگاه یا محدود به زمان و شرایط خاصی است یا به طور کلی ممنوع و منتفی است.

در روش اخیر دعاوی کیفری ابتدا باید در دادسرا مطرح شود و پس از جمع آوری دلایل، له و علیه متهم و بررسی های نخستین و انجام تحقیقات مقدماتی از طرف مقامات دادسرا [که عبارتند از دادستان، معاونان دادسرا، دادیاران و بازپرسان ] پرونده متشکله با صدور کیفر خواست به دادگاه ارسال می شود.

در کشور ما پس از انقلاب مشروطه و تأسیس دادگاه های عرفی - که ممهور به مهر تأیید علمای طراز اول صدر مشروطیت نیز قرار گرفت - «نهاد دادسرا» تحت عنوان «اداره مدعی العموم»، در مقام تعقیب جرایم و در زمره مهمترین نهادهای کیفری کشور محسوب گردید.

چنانچه معروض افتاد این نهاد در قانون اصول تشکیلات عدليه مواد ۴۹ و ۵۰ مصوب ۱۳۰ با اصلاحات بعدی پیش بینی شده و وکیل جماعت به عنوان مقام قضائی در رأس آن قرار داده شده است

 به موجب این قانون و قوانین ع وظایفی چون اقامه دعوی و تعقیب جرایم و متهمین از حیث حقوق عمومی (ماده ۳ قان. موقتی اصول محاکمات عمومی) و نیز حقوق دولت، محجوران و اشخاص مفقودالأثر (ماده ۶۵ قانون اصول تشکیلات عدلیه) بر عهده مدعی العموم گذاشته شده است .این نهاد تا سال ۱۳۷۳ به حیات خود ادامه داد و لیکن با تدوین قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب ۷۳ دادسرا از سازمان قضائی کیفری عمومی و انقلاب محذوف شده و على النهايه، وظایف و اختیارات دادستان به رؤسای محاکم و رئیس حوزه قضائی مربوطه واگذار شد.

نهایتا موجب ماده ۱۰ آئین نامه اصلاحی این قانون اختیارات دادستان مجددا به وی تفویض شد. در این راستا دادستان به عنوان مقام صلاحیتدار جهت تعقیب جرایم وارد عمل شده و چنانچه در ماده ۷۹ قانون اصول تشکیلات عدلیه آمده بود، (مدعیان عمومی مکلفند اعمالی را که متضمن خلاف یا جنحه یا جنایت است، تفتیش و تعقیب نمایند مسئولیت های عمده ای متوجه دادستان شد.

در برهه کنونی دادسرا نقشی اساسی و بنیادی در اجرای عدالت کیفری و فرایند دادرسی عادلانه و منصفانه ایفا می کند؛ «نظام دادسرایی بعنوان مرجع ذیصلاح در انجام وظیفه تحقیقات مقدماتی، کلیه جرایم را مورد رسیدگی قرار می دهد در حال حاضر هم جرایم عمدی و هم جرایم انقلاب در دادسرا رسیدگی می شود،

البته این گستره مشمول جرایم کم اهمیت که مجازات قانونی آنها تا ۳ ماه حبس یا جزای نقدی تا ۱ میلیون ریال می باشد یا جرایم مشمول حد زنا و لواط یا جرایم اطفال، افراد نابالغ که به طور مستقیم در دادگاه مطرح می گردد نخواهد بود.

 وظایف و مسئولیت های دادستان در نظام دادسرا

به طور کلی می توان ۶ سرفصل برای وظایف دادستان در قوانین جاری کشور بر شمرد که عبارتند از:

- وظایف دادستان در امور کیفری

- وظایف دادستان در امور بین الملل

- وظایف دادستان در قبال ضابطین دادگستری از حیث وظیفه ای که به عنوان ضابط بر عهده دارند .

- وظایف دادستان در امور حقوقی

- وظایف دادستان در رابطه با وظایفی که سازمانها و وزارتخانه ها برعهده دارند از حيث نظارت بر حسن اجرای قوانین (ماده ۵۲ قانون اصول تشکیلات عدلیه مصوب سال ۱۳۰۷

- وظایف دادستان در امور حسبی

اینک سر فصل های عمده وظایف دادستان در ۶ محور فوق الاشعار اجمالا مطرح می گردد .

 وظایف دادستان در امور کیفری

- وظیفه کشف جرم موضوع بند ماده ۳ قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب (قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب)

-کشف جرم از طریق بررسی گزارش های سازمان بازرسی و سایر نهادهای رسمی کشف جرم از طریق اعلام جرم توسط مردم کشف جرم از طریق شکایت شاکی خصوصی .

- سایر طرق

- وظیفه تعقیب متهم (اقامه دعوی از جنبه حق اللهی و حفظ     حقوق  عمومی .

 وظایف و مسؤولیت های دادستان در امور بین الملل

Duties and responsibilities of the prosecutor attomey in international affairs

- درخواست استرداد مجرمین (قانون راجع به استرداد مجرمین)

- تعقیب و جلب و دستگیری و بازداشت اشخاص خارجی که درخواست استرداد آنها شده است. در صورت وجود قرارداد یا عمل متقابل (همان قانون).

- اقدامات قانونی لازم در مورد اتباع خارجی زندانی و انجام ملاقات به وسیله نمایندگی کشورهای مربوطه

- تعقیب مجرمین از طریق همکاری با پلیس بین الملل (اینترپل).

ج)وظایف و مسئولیت های دادستان در قبال ضابطین دادگستری

- سرپرستی و نظارت بر ضابطين عام و خاص د

 - آموزش ضابطین از جهت وظیفه ای که بر عهده دارند

- صدور کارت برای ضابطین و سازماندهی آنها

د) وظایف و مسئولیت های دادستان در امور حقوقی

Duties and responsibilities of the prosecutor attomey in civil matters

1) در رابطه با محاکم حقوقی

- اظهار نظر در مورد معافیت مدعی خصوصی از پرداخت هزینه دادرسی تا اجرای حکم - در قانون جدید آئین دادرسی مدنی این وظیفه از دادستانی برداشته شده است.

- اعطای نمایندگی ورود به منزل برای اجرای حکم حقوقی (ماده ۶۴ قانون اجرای احکام مدنی).

- معرفی نماینده جهت حضور در هنگام فروش اموال محكوم عليه حکم حقوقی در اجرای حکم در رابطه با ورشکستگی.

- تقاضای صدور حکم ورشکستگی تجار ورشکسته

- رسیدگی به صورت وضعیت مدیر تصفیه تاجر ورشکسته

۲) سایر امور حقوقی

رسیدگی به شکایت تصرف عدوانی و مزاحمت و ممانعت از حق و صدور حکم در مورد دعوی حقوقی آن بدون دادخواست (ماده ۲ قانون اصلاح قانون جلوگیری از تصرف عدوانی)

- قبول وقف در صورتیکه موقوف عليهم غير محصور باشند یا اینکه وقف بر   مصالح .

عام شده باشد.

ح) وظایف و مسوولیت های دادستان در رابطه با سازمانها و وزارتخانه ها مطابق قانون تشکیلات عدلیه مصوب سال ۱۳۰۷ (نظارت بر حسن اجرای قوانین)

- نمایندگی دادستان در کمیسیون ها و هیأت های مختلف؛ شورای تأمینی و انجمن حمایت از   زندانیان .

- نظارت بر انتخابات: دادستان عضو بعضی از هیأت های اجرایی انتخابات است و از این طریق برحسن جریان و حسن اجرای قانون به طور مستقیم نظارت دارد.

- نظارت بر بانک ها: دادستان دستور تعطیلی بانکها و موسسات اعتباری که خلاف مقررات قانون تشکیل شده اند را می دهد.

- نظارت بر مواد خوردنی، آشامیدنی، آرایشی و بهداشتی از طریق مأمورین وزارت بهداشت به جهت اینکه یکی از وظایف وی تعطیلی موسساتی است که برخلاف مقرات عمل نموده اند و دستور معدوم کردن مواد فاسد و غیر قابل مصرف نیز با اوست.

- وزارت پست و تلگراف و تلفن، بعضی از مأمورین پست ضابط دادگستری هستند و برای آنها کارت صادر می شود و طبق دستور خاص دادستان در مواردی برای کشف جرم اجازه باز کردن محموله پستی داده می شود.

-دستور تخلیه اماکن سازمانی کلیه وزارتخانه ها و شهرداری ها و نیروهای مسلح و دستور تخلیه اماکن متعلق به وزارتخانه طبق مقررات.

- دستور تخلیه منازل و اماکن استیجاری که تبدیل به مرکز فساد شده اند.

- سایر سازمانهای دولتی و وزارتخانه ها مانند ثبت املاک و اسناد و ثبت احوال وزارت جهاد کشاورزی و راه و ترابری و شهرداری ها و کار و امور اجتماعی برای بسیاری از امور خود نیاز به حضور نماینده دادستان دارند.

خ )وظایف و مسؤولیت های دادستان در امور حسبی

Duties and responsibilities of the prosecutor attomey in non- litigious matters

از دیگر وظایف و اختیارات دادستان دخالت در امور حسبی است. امور حسبی در لغت به معنی محاسبه و امر به معروف و ... آمده است ولی در اصطلاح عبارتست از: اموری که اتخاذ تصمیم در مورد آنها نیازی به مرافعه و وجود دعوی قبلی ندارد و دادگاه ها باید در خصوص آن امور اتخاذ تصمیم نمایند. در امور حسبی معمولا اعلام پیشنهاد با دادستان و تصمیم گیری با دادگاه است مثل معرفی محجور جهت تعیین قیم .

ز)وظایف و مسئولیت های دادستان در قبال محجورین (صغیر، غير رشید، مجنون)

Duties and authorities of the prosecutor attomey in the affairs of persons lacking capacity (infant, minor and in sane)

اول) حفاظت و نظارت بر اموال تا زمان نصب امين

Guardian ship and sontrol over the properties until the appointment of the guardian

به موجب ماده ۱۱۳ قانون امور حسبی حفظ و نظارت در اموال؛ در مواردی که احتیاج به تعیین امین است، تا زمان تعیین امین به عهده دادستان است.

دوم) موارد نصب و ضم امین

Cases of appointment and attachment of the guardian

موارد نصب و ضم امین در مواد مختلف قانون مدنی و قانون امور حسبی آمده است از جمله:

1-هر گاه متولی در مال موقوفه مرتکب خیانت شود (ماده ۷۹ قانون مدنی)

2-برای اداره اموال غایب مفقودالاثر که تکلیف اداره آن از طرف غایب تعیین نشده باشد (ماده ۱۰۱۲ قانون مدنی)

۳- برای اداره سهم الارث متوفی که به جنین تعلق می گیرد (ماده ۱۰۳ قانون امور حسبی)

۴- برای اداره اموالی که به مصارف عمومی اختصاص داده شده و مدیری نداشته باشد .

در هر مورد از موارد بالا، دادستان ملكف است همینکه از وقوع امری که احتیاج به نصب امین  یا ضم امین دارد اطلاع حاصل کرده، راجع به موضوع تحقیق کامل بنماید.

در صورتی که موجبی برای اداره مال و نصب امین وجود داشت تا زمان تعیین امین نسبت به حفظ اموال و نظارت بر اداره آن اقدام نماید و برای نصب یا ضم امین تقاضانامه به دادگاه شهرستان بدهد آخرین قسمت از مرحله اول اقدامات دادستان، صورت برداری از اموال محجورین واموالی که باید بوسیله امین اداره شود، می باشد.

برای انجام این وظیفه توسط دادستان و اطلاع از کم و کیف اموال محجورین و اموای که اداره آن احتیاج به تعیین امین است، مأمورین، صورت مذکور را ضمیمه اوراق تحقیق صورت گرفته راجع به موضوع می نمایند و به دادسرا ارسال می دارند. پس از اینکه پرونده های مقدماتی توسط مأمورین تنظیم و به دادسرا واصل شد و ثبت گردید، دادستان یا دادیار متصدی دفتر سرپرستی رأسا و یا توسط کارمندان سرپرستی پرونده را ملاحظه و بررسی می نمایند.

در صورتیکه تحقیقات کامل بود حسب مورد به استناد ماده ۵۷ یا ۵۹ قانون امور حسبی درخواست رسیدگی و اتخاذ تصمیم در مورد سفه یا جنون او خواهد نمود. دادگاه پس از رسیدگی و محرز شدن حجر، حکم بر محجوریت وی صادر خواهد کرد و در صورت عدم احراز، تقاضای حجر را رد می کند.

 سوم) ترکیب پیشنهاد و موارد نصب قیم برای محجورین

برای اشخاص زیر پیشنهاد نصب قیم می شود: ۱- برای صغاری که ولی خاصی ندارند (پدر، جد پدری، وصی از طرف آنها)

۲- برای مجانین و اشخاص غیررشید که جنون یا عدم رشد آنها متصل به زمان صغر آنها بوده و ولی خاص نداشته باشند.

 ۳- برای مجانین و اشخاص غير رشید که جنون یا عدم رشد آنها متصل به زمان آنان نباشد .

۴- برای طفل سرراهی در صورتیکه دلیل به وجود ولی در بین نباشد، فوت ولی، فرض می شود و برای او درخواست نصب قیم می شود و هر وقت وجود ولی احراز گردید تصمیم دادگاه در خصوص تعیین قیم باید لغو گردد و هم چنین برای طفلی که در حدود مقررات مواد ۱۱۵۸ تا ۱۱۶۸ ق.م. فاقد نسبت قانونی پدری باشد به لحاظ فقدان ولی نصب قیم می شود

. ترتیب پیشنهاد و نصب قیم به این طریق است که دادستان، اشخاصی را که مناسب برای قیمومت می داند و صلاحیت آنها تأیید شده است، به دادگاه عمومی معرفی می کند دادگاه از میان کسانی که معرفی شده اند یک یا چند نفر را برای قیمومت معین می نمید و اگر دادگاه اشخاصی را که معرفی شده اند، صالح و معتمد ندید؛ اشخاص دیگری را از دادسرا خواهد خواست.

گاهی ممکن است صلاح در این باشد که علاوه بر قیم، یک یا چند نفر ناظر هم بر امور محجور مأمور و معین شود. گاهی ناظر در همان موقع که پیشنهاد نصب قیم می شود از طرف دادستان پیشنهاد می گردد. و گاهی هم رأسا توسط دادگاه انتخاب می شود. (ماده ۱۲۲۲ ق.م.) و زمانی هم لزوم ضم ناظر بعد احراز می گردد مثل موارد مذکور در ماده ۱۲۵۱ ق.م. به این شرح که مادر محجور که قیم است ازدواج می کند، دادستان صلاح می بیند که مادر به سمت خود باقی بماند ولی ناظری هم بر او می گمارد.

چهارم) درخواست نصب قيم پنجم

پنجم) در خواست نصب امين

ترتیب پیشنهاد نصب امین از طرف دادستان برای اداره اموالی که احتیاج به نصب امين دارد، به همان طریقی است که برای تیم مقرر است. دادستان اشخاصی را که برای این سمت مناسب می داند به دادگاه معرفی می کند و دادگاه پس از تشخیص لزوم تعیین امین، از بین اشخاص مذکور یا اشخاص دیگری که مورد اعتماد باشند، یکی یا چند نفر را به سمت مذکور تعیین می کند.

برای توضیح این مطلب باید توجه داشت که دادستان در وهله اول و دادگاه شهرستان در وهله دوم بر صلاحیت شخصی که برای قیمومیت محجور و امین بر اموال پیشنهاد یا انتخاب می کنند، دقت و مراقبت می نمایند. پس از صدور حکم نصب قیم برای محجور و نصب امین برای اموالی که اداره آن احتیاج به امین دارد.

در صورتیکه قیم و امین در دادگاه حاضر باشند حکم دادگاه به وسیله سرپرستی در اوراق مخصوص جاپی که قیم نامه و امانت نامه نامیده می شود، درج و به قیم و امین ابلاغ می گردد و اگر حضور نداشته باشند اوراق مذکور جهت ابلاغ به آنها فورا ارسال می گردد.

ششم) اختیارات و وظایف دادستان در شروع قیمومت

١- همین که حکم جنون یا عدم رشد یک نفر صادر و توسط دادگاه شهرستان برای او قیم تعیین گردید. دادستان می تواند حجر او را اعلان کند ولی انتشار حکم کسی که نظر به وضع دارایی وی ممکن است طرف معاملات واقع شود، برای دادستان الزامی است .

۲- مطالبه صورت دارایی از قیم: قیم مکلف است قبل از مداخله در امور مالی محجور، صورت جامعی از دارایی او تهیه و یک نسخه را برای دادستان بفرستد.

3- تعيين مخارج سالیانه شخص محجور و مخارج اداره اموال، البته قیم نمی تواند از مبلغ مذبور خرج کند مگر با اجازه دادستان

 هفتم) اختیارات و وظایف دادستان در مدت قیمومت

۱- دادستان مراقبت خواهد نمود که قیم، اسناد و اشیای قیمتی محجور را در محل امنی نگاهداری نماید و وجه نقد که محل احتیاج نیست در بانک گذاشته شود .دفاتر سرپرستی دادسرا به استناد ماده مذکور و به منظور مراقبت و حفاظت بیشتر، وجوه نقدی محجورین را در حساب مخصوص بانک ملی نگهداری می نمایند و هرگونه وجهی هم در دوره حجر عاید محجور شو و به طور موقت مورد مصرف نباشد، به وسیله قيم تسلیم دفتر سرپرستی شده و در حساب مخصوص بانک نگهداری می شود. ندا مصرف آن هم با اجازه کتبی سرپرستی است. .

 ۲- مطالبه صورتحساب سالیانه از قیم .

٣- نظارت در فروش و رهن اموال غیر منقول با پیشنهاد قیم در صورت تشخیص غغبطه و صرف محجور.

هشتم) وظیفه دادستان در خاتمه قیمومت

طبق ماده ۱۲۵۴ ق.م خروج از قیمومت را ممکن است خود مولی علیه یا هر شخص و ذینفع دیگری تقاضا نماید و تقاضانامه ممکن است به طور مستقیم یا توسط دادستان حوزه ای که مولی علیه در آنجا سکونت دارد، به دادگاه شهرستان همان حوزه داده شود و حسب ماده ۱۲۵۴ همان قانون در صورتی که تقاضانامه رفع حجر به دادستان داده شده باشد، نسبت به رفع حجر ، تحقیقات لازم را به عمل آورده، مطابق نتیجه تحقیقات در دادگاه اظهار عقیده خواهد کرد. تحقیقات درباره کبر، از طریق مراجعه به شناسنامه و راجع به سفه، کسب اطلاع از اشخاصی که معرفت و آشنایی به حال وی دارند و در خصوص جنون، رجوع پزشک خواهد بود.

نهم) وظایف و اختیارات دادستان در مورد غایب مفقودالاثر

Duties and responsibilities of the prosecutor attorney in the affairs of missing person

- درخواست تعیین امین برای اداره اموال غایب مفقودالاثر

 - تعیین امین برای وارث غایب مجهول المكان

- حضور در جلسه رسیدگی دادگاه به درخواست ورثه غایب

 - درخواست تجدید نظر از حکم موت فرضی

- دادن اجازه فروش اموال منقول غایب

مبحث پایانی در مقاله بررسی تخصصی دادستان

 در پایان این مقاله دیگر وظایف و اختیارات دادستان بررسی می گردد. غير از وظایف فوق در قوانین و مقررات مختلف، وظایف و مسوولیت های دیگری برای دادستان پیش بینی شده است که به منظور جلوگیری از اطاله کلام و به طور خلاصه با ذکر مستندات قانونی به اختیارات و مسئولیت ها به شرح ذیل اشاره می شود :

1- نظارت بر حسن اجرای قوانین

۲- تعیین قیم اتفاقی برای مجنی علیه محجور و حفظ آثار و دلایل جرم تا اظهار نظر و طرح یا عدم طرح شکایت در جرایم خصوصی

۳- رسیدگی و تعقیب شکایات حتی در خارج از وقت اداری

 ۴- دستور اخذ وجه الكفاله و وجه التزام و ضبط وثيقه در موارد تخلف

 ۵- دستور نگهداری متهم مبتلا به جنون و حالت خطرناک در محل مناسب

 ۶- اختیار بایگانی کردن پرونده در موارد مصرحه قانونی

۷- اظهار نظر در مورد موجه یا غیر موجه بودن عذر اعلامی از طرف شاهد یا مطلع احضار شده و همین طور جلب آنها

۸- حق شکایت به قرارهای صادره به وسیله باز پرس به عنوان اظهار نظر نهایی یا غیر از آن

۹- صدور کیفر خواست در مهلت مقرر قانونی پرونده پس از اظهار نظر نهایی به وسیله بازپرس در حدود صلاحیت او با قرار مجرمیت به نظر ریاست دادسرا یعنی دادستان می رسد.

۱۰- تقاضای نصب قيم و ناظر و ضم امین و عزل آنها و نظارت در امور محجورین

۱۱- تقاضایی تعیین امین برای اداره اموال غایب مفقودالاثر

۱۲- طرفیت در دعوی رشد یا عدم رشد

۱۳- تحقیق در مورد وجود ولی خاص برای صغیر و اقدام برای تعیین قیم جهت او در صورت عدم وجود ولی خاص

۱۴- اقدام برای تعیین قیم جهت طفلی که ولی قهری او محجور شده است

۱۵- درخواست خروج از تحت قیمومت

۱۶- تقاضای فسخ قرار دوره آزمایشی برای سرپرستی از کودک بی سرپرست

۱۷- موافقت با خروج از کشور طفلی که برای سرپرستی به کسی سپرده شده است در دوره آزمایشی

۱۸- درخواست فسخ حکم سرپرستی

 ۱۹- اعتراض به درخواست گواهی انحصار وراثت از طرف محجور ۲۰- جلب نظر پزشکان خبره در مورد مجانین و اشخاص غير رشید و اعلام به دادگاه مدنی خاص و پس از صدور حکم اقدام جهت نصب قیم برای آنها

 ۲۱- اعلان حجر شخصی که مجنون یا غير رشيد شناخته شده است. ۲۲- ثبت اسامی اشخاص در دفتر مخصوص که بعد از کبر و رشد به علت جنون یا سفه محجور شده اند یا می شوند در دفتر مخصوص و در رفع حجر محجور در همان دفتر مقابل اسم او .

۲۳- تصویب فروش اموال غیر منقول محجور

 ۲۴- نظارت در نگهداری اسناد و اشیاء قیمتی و وجوه نقد محجور ۲۵- تقاضای حراج اموال غیر منقول مديون محجور

 ۲۶- حق درخواست تجدید نظر از حکم دادگاه در مورد حجر

 ۲۷- اقدام برای تعیین قیم جهت وراث محجور

 ۲۸- اجازه ازدواج مجنون و پیشنهاد طلاق زوجه مجنون

 ۲۹- درخواست تعیین اموال برای اداره اموال غایب مفقودالاثر

 ۳۰- تعیین امین برای وراث غایب مجهول المكان

 ۳۱- دادن اجازه فروش اموال منقول غایب

 ۳۲- درخواست تجدید نظر از حکم موت فرضی

۳۳- حضور در جلسه رسیدگی دادگاه به درخواست ورثه غایب دائر بر دادن اموال او به تصرف آنها

34-اعتراض به درخواست تصدیق انحصار وراثت از متوفی بلاوارث

۳۵- درخواست تعیین مدیر ترکه متوفی در صورت معلوم نبودن وراث او.

۳۶- نظارت بر اقدامات مدیر ترکه

 ۳۷- پیشنهاد اشخاص واجد صلاحیت قیمومت به دادگاه مدنی خاص

۳۸- اجازه ثبت معاملات راجع به اموال صغار و محجورین به وسیله قیم آنها

 ۳۹ - اقدام به تعیین قیم دیگر

 ۴۰- تحقیق در مورد میزان دارایی اشخاص تحت قیمومت

 ۴۱- تعیین مخارج سالیانه مولی علیه و هزینه اداره کردن اموال او ۴۲- موافقت با فرض قيم از مولی علیه، فروش مال یا رهن اموال غیر منقول مولی علیه

 ۴۳- موافقت با خاتمه دادن دعوی مربوط به مولی علیه به صلح

 ۴۴- درخواست اخذ تضمین لازم از قیم

 ۴۵- حفظ و نظارت اموال محجورین پس از اطلاع از فوت قيم تا تعیین قیم جدید

 ۴۶- درخواست عزل قيم و اعتراض به حکم رد دادخواست

 ۴۷ - رسیدگی به وضع قیمی که شوهر کرده است

 ۴۸- درخواست نصب امین و پیشنهاد اشخاص واجد صلاحیت

 ۴۹- درخواست ضم امین به ولی قهری در صورت خیانت

۵۰- درخواست رسیدگی به عملیات ولی قهری در صورت وجود امارات قويه بر عدم امانت او .

۵۱- نگهداری وصیت نامه سری و ارسال آن پس از اطلاع از فوت موصی به دادگاه صالحه و معرفی نماینده حین ابراز وصیت نامه .

۵۲- دعوی اعسار به طرفیت دادستان اقامه می شود .

۵۳- اعطای نمایندگی جهت حضور در موقع باز کردن محلی که کسی در آنجا نیست و مال محكوم عليه در آنجاست.

۵۴- حضور در هنگام فروش اموال محكوم عليه.

image
JM
نویسنده این مطلب

مهدی حنیور

ارسال دیدگاه

کاربر عزیز برای ارسال دیدگاه ابتدا باید عضو یا وارد شوید

عضویت / ورود
 
دیدگاه ها
این مطلب نظری ندارد