کاربر گرامی به وب سایت دادسرا یار خوش آمدید | برای استفاده کامل از امکانات سایت عضو یا وارد شوید

وصیت چیست و چگونه ابطال میشود؟

شما در حال مشاهده مطلب مذکور در بخش بلاگ سایت می باشید

وصیت چیست و چگونه ابطال میشود؟

وصیت چیست و چگونه ابطال میشود؟

وصیت چیست و چگونه ابطال میشود؟

به نوشته دادسرایار  در مقاله  وصیت چیست و چگونه ابطال میشود؟

دادسرایار 24 ساعته در خدمت شماست حتی روز های تعطیل

021-91-01-61-52


وصیّت مشتق از یصی به معنی وصل و پیوند است و به اعتبار اتصال تصرفات زمان حیات موصی به زمان پس از فوت آن را وصیّت
نامیده اند

انواع وصیت


 
وصیّت بر دو قسم است: تملیکی و عهدي »
قانون مدنی به پیروي بسیاري از فقهاي امامیّه تعریفی از وصیّت که شامل وصیّت تملیکی و عهدي باشد ننموده و فقط آن را به دو قسم
تقسیم کرده است.
علّت این امر آنست که هر یک از دو قسم وصیّت تملیکی و عهدي طبیعت حقوقی مخصوصی را در بر دارد،
اگر چه هر دو مربوط به پس از فوت موصی میباشد
به هر ترتیب در شرایطی وصیت نامه فاقد اثر بوده یا از مصادیق بطلان خواهد بود .در این مبحث به برخی از این موارد پرداخته می شود ..

بطلان وصیت فضولی


برابر ماده 841 قانون مدنی چنان که در شرح معاملات فضولی گذشت، عقد فضولی، « باید ملک موصی باشد و وصیت به مال غیر و لو با اجازة مالک باطل است
طبق قاعدة حقوقی صحیح می باشد ولی قانون مدنی استثناء آن را در مورد وصیّت باطل دانسته است. بنابراین با توجه به اطلاق ماده بالا
فرقی نمی نماید که موصی براي خود ملک غیر را وصیّت کند یا براي مالک آن، چنان که شرح آن در مالک بودن موصی نسبت
به موصی به خواهد آمد..


وصیت تا ثلث ترکه نافذ است و مازاد به آن فاقد اثر است

برابر ماده 843 قانون مدنی «... وصیّت به زیاده بر ثلث ترکه نافذ نیست مگر با اجازة وراث »
 هر کس می تواند  براي پس از فوت هرگونه تصرفی در ثلث دارائی خود بن ماید و آن را به هرکس بخواهد واگذار کند و یا براي مصارف معینه قرار
دهد.
 قول مزبور، مشهور نزد فقهاي امامیّه است و دعوي اجماع بر آن نیز شده است و روایات صحیحه نیز بر این امر دلالت دارد.
محمّد بن علیّ بن بابویه (شیخ صدوق) وصیّت را نسبت به تمامی ترکه نافذ میداند. قول مزبور نادر است و مستند آن چند روایت
است، من جمله روایت عمار ساباطی از حضرت صادق علیه السّلام می باشد که می فرماید: شخص مادامی که روح در بدن دارد احق
بمال خود میباشد، چنان چه به تمامی آن وصیّت کند جائز است. چون در مقابل روایت مزبور روایات معارض موجود است ناچار باید
بر آن بود که این روایت یا ناظر به موردي است که ورثه نسبت به ما زاد بر ثلث وصیّت را اجازه بدهند و یا ناظر به موردي است که
موصی وارثی نداشته باشد، چنان  که آن را شیخ توجیه نموده است، اگر چه عده اي از فقهاء در موردي که موصی وارثی نداشته باشد
نیز اجازه وصیّت زائد بر ثلث را نمی دهند.

وصیت زائد بر ثلث ترکه منوط به اجازه ورثه می باشد

در صورتی که کسی وارث نسبی یا سببی داشته باشد و بیش از ثلث از ترکه خود را وصیّت بنماید، خواه بطور مشاع باشد و یا به طور
مفروز، وصیّت نسبت به مقدار ثلث نافذ است و نسبت به ما زاد آن نافذ نمی باشد و احتیاج باجازة ورثه دارد. زیرا برابر ماده 843 وصیت  زائد بر ثلث از ترکه
نافذ نیست، مگر با اجازة وراث و اگر بعض از ورثه اجازه کند فقط نسبت سهم او نافذ است
 بنابر ابن وصیت نسبت به سهم کسی که اجازه نداده باطل است، زیرا هر کس حق دارد در سهم خود تصرف نماید و نسبت به آن اجازه دهد.
بنابراین چنان که کسی بیش از ثلث از دارائی خود را به کسی وصیّت بنماید و داراي یک پسر و دو دختر باشد، هم چنانی که تمامی
ورثه میتوانند اجازه دهند، بعضی از آنها می تواند نسبت به سهم خود اجازه دهد و بقیه آن را رد کنند. بنابراین می تواند پسر وصیّت را
نسبت به ما زاد اجازه دهد و دو دختر آن را رد کنند، وصیّت نسبت بنصف از مازاد صحیح و نسبت بنصف دیگر که سهم دو دختر
است باطل میباشد.

وارث موصی


هم چنانی که می تواند وصیّت را نسبت بتمام سهم خود از مازاد از ثلث اجازه دهد، میتواند نسبت بقسمتی از آن اجازه بدهد و نسبت
به قسمت دیگر رد کند.
مثلًا هرگاه کسی وصیّت کند که خانه او از آن برادر کوچکش باشد و فقط داراي یک پسر منحصر باشد و
خانه صد میلیون تومان  بیش از ثلث ارزش داشته باشد، آن پسر می تواند فقط به مقدار نصف از آن را اجازه دهد، و بقیه را رد کند در
این صورت وصیّت نسبت نصف از مازاد آن باطل میگردد.
اجازة ورثه نسبت به ما زاد بر ثلث عبارت از امضاء و تنفید وصیت است و رضایت باطنی و طیب خاطر ورثه به تنهائی کافی نیست،


محروم نمودن ورثه از ارث به واسطه وصیت

اگر کسی به موجب وصیت یک یا چند نفر از ورثه خود را از ارث محروم کند وصیت مزبور نافذ نیست بر اساس
قاعدة توارث از نظر نظم اجتماعی
وارث نمی تواند آن را از خود سلب کند، هم چنانی که مورث نمی تواند آن را از
وارث سلب نماید.
بنابراین توارث از احکام به شمار میرود نه از حقوق که شخص بتواند آن را اسقاط کند، مثلًا هرگاه کسی وصیّت
نماید که فلان وارث او از ارث محروم باشد و یا به فلان وارث او ارث ندهند، یا وارث او نیست، وصیّت مزبور موجب محرومیّت او
از ارث نمیگردد. این امر مشهور نزد فقهاء امامیه میباشد و دعوي اجماع هم بر آن شده است. آنچه مورد اختلاف بین فقهاء قرار
گرفته آنست که، آیا وصیّت بمحرومیّت بعض ورثه از ارث، نازل منزلۀ وصیّت بتمامی ترکه بورثه دیگر است که هرگاه وارثی که
از ارث محروم شده آن را اجازه دهد، وصیّت صحیح خواهد بود؟ چنانکه علامه در مختلف بر آن است.
یا آنکه وصیّت به محرومیّت یکی از ورثه، هیچ گونه اثري ندارد و کان لم یکن میباشد؟ چنانکه بسیاري از فقهاي امامیه مانند محقق،
و شهیدین و فخر المحققین از نظریه اخیر پیروي نمودهاند. استدلال دستۀ اول آنست که محرومیّت بعض ورثه از ارث، نتیجۀ وصیّت
نسبت به تمامی ترکه به بقیه آنان میباشد، بدین ترتیب  که وصیّت نسبت به تمامی ترکه به بعضی از ورثه ممکن است بدو صورت به عمل
آید:
 یکی وصیّت صریح به دادن تمامی ترکه به بعض از ورثه مانند آن که کسی با داشتن یک پسر وصیّت کند که تمامی دارائی او از
آن زنش باشد، و دیگري محروم نمودن بعضی از ورثه از ارث مانند آنکه کسی وصیّت کند که چون فلان پسرش نااهل است ارث
به او داده نشود، که در این صورت بالمآل تمامی ترکه از آن بقیه ورثه خواهد بود و این امر جز وصیّت به تمامی ترکه به آنها چیز
دیگري نیست.
استدلال دستۀ دوم بر آنست که از نظر تحلیلی محرومیّت بعضی از ورثه از ارث، غیر از وصیّت بتمامی ترکه است
به بعضی دیگر از ورثه، اگر چه نتیجۀ آن دو در خارج یکسان میباشد. زیرا وصیّت به محروم بودن بعضی از ورثه دلالت مطابقی و
تضمنی بر وصیّت تمامی ترکه بورثۀ دیگر ندارد، هم چنانی که التزاماً نیز دلالت بر این امر نمی نماید، زیرا ملازم هاي بین آن دو با
یک دیگر موجود نیست و چه بسا ممکن است وصی در حین وصیّت
به محرومیّت بعضی از ورثه از ارث، تصور وجود ورثه دیگر را ننماید. بنابراین در صورتی که موصی بعضی از ورثه را از ارث
محروم بنماید،
 وصیّت مزبور باطل و کان لم یکن میباشد و دلالت بر وصیّت تمامی ترکه ببقیّۀ ورثه نمی نماید. ولی هرگاه موصی
وصیّت کند که تمامی ترکه به بعض از ورثه داده شود، وصیّت نسبت بثلث از ترکه صحیح و نسبت بما زاد منوط به اجازة ورثه دیگر
خواهد بود و چنان چه ورثه اجازه دهند، موصی لهم مستحق موصی به خواهند بود


ابطال وصیت نامه

علاوه بر موارد فوق که چنان که شرح آن بررسی شد سبب ابطال یا غیر نافذ شدن وصیت نامه می گردد نامشروع بودن و غیر قانونی بودن وصیت نامه نیز از آن موارد است

ابطال وصیت نامه به دلیل عدم اهلیت متوفی، امکان پذیر است زیرا عمدتا محجورین صلاحیت امور مالی را ندارند .و هم چنین است وصیت بر جهت و مقاصد نامشروع

وصیت نامه‌ی متوفی که اقدام به خودکشی کرده است،نیز ازدیگر موجبات ابطال وصیت نامه خواهد بود¬¬و وصیت بر اموال عمومی و اوقاف .
از دیگر مواردی که سبب بی اثر شدن وصیت نامه می شود ,جعل می باشد..

تنظیم دادخواست ابطال وصیت نامه  

چنان چه وصیتی از طرف متوفی انجام شده باشد وشما وراث یا افراد ذینفع هستید و نسبت به مفاد وصیت نامه و شرایط شکلی آن اعتراض داشته باشید می توانید از طریق ثبت دادخواست و ارائه مستندات خود نسبت به احقاق حقوق حقه ی خود اقدام نمایید

بیشتر بخوانید: نحوه اجرای مجازات شلاق

ارسال دیدگاه

کاربر عزیز برای ارسال دیدگاه ابتدا باید عضو یا وارد شوید

عضویت / ورود
 
دیدگاه ها
این مطلب نظری ندارد