کاربر گرامی به وب سایت دادسرا یار خوش آمدید | برای استفاده کامل از امکانات سایت عضو یا وارد شوید

تخلفات انتظامی وکلا و عزل وکیل و شکایت از وکیل+بررسی تخصصی+نکات مهم

شما در حال مشاهده مطلب مذکور در بخش مقالات سایت می باشید

تخلفات انتظامی وکلا و عزل وکیل و شکایت از وکیل+بررسی تخصصی+نکات مهم

تخلفات انتظامی وکلا و عزل وکیل و شکایت از وکیل+بررسی تخصصی+نکات مهم

سیر تا پیاز تخلفات انتظامی وکیل

به نوشته دادسرایار در مقاله تخلفات انتظامی وکیل

دادسرایار 24 ساعته در خدمت شماست حتی روز های تعطیل

021-91-01-61-52

 برابر  قانون  آیین دادرسی مدنی وکالت شامل تمام اختیارات مربوط به موضوع دادرسی است, مگر مواردی که موکل آن را استثنا کرده باشد یا اینکه   توکیل در آن خلاف شرع باشد.
موارد چون سوگند و شهادت, اقرار هم قابل توکیل نمی باشند
در این قانون در مواد مختلف شرایط حضور وکیل در دادگستری , و محدودیت  ها  نیز قید گردیده است به فرض مثال در ماده ۴۳ عنوان شده از یا استعفاء وکیل یا تعیین وکیل جدید باید در زمانی انجام شود که موجب تجدید جلسه دادگاه نگردد در غیر این صورت دادگاه به این علت جلسه را تجدید نخواهد کرد
علاوه بر قانون آیین دادرسی مدنی قانون مدنی نیز در خصوص وکالت و شرایط آن,  موارد عنوان گردیده است
در ماده ۶۵۶ قانون مدنی که به موجب آن یکی از این طرف دیگر را برای انجام امری  نایب خود می‌کند
نکته قابل توجه این است که آنچه در قانون مدنی به عنوان وکالت مطرح گردیده است با وکالت دادگستری,
متفاوت است.
اداره حقوقی قوه قضاییه در نظریه مشورتی شماره  ۵۵۰۶ مورخ سال ۱۳۷۰, در این خصوص عنوان داشته است , وکیل در دعاوی مطروحه در مراجع قضایی جز در مواردی که قانون خلاف آن را مقرر کرده باشد باید وکیل دادگستری باشد و  وکالت سایر اشخاص پذیرفته نمی شود

وکلای دعاوی و تخلفات انتظامی وکیل

در امور حقوقی،  هر یک از طرفین می‌توانند حداکثر تا دو نفر به کی به دادگاه معرفی کنند امور کیفری در هر مرحله از رسیدگی مقدماتی در دادسرا متهم می تواند یک نفر وکیل معرفی نماید و در مرحله رسیدگی دادگاه محدودیتی در خصوص تعداد وکلا وجود ندارد.
دو وکیل حق اقدام به طور منفرد را ندارد و در حالتی که وکالت به موجب یک وکالتنامه داده شود و حق اقدام منفرداً تصریح نشده باشد اقدم یکی از وکلا بدون وکیل دیگر منشا اثر نخواهد بود اما اگر وکالت به موجب به وکالت نامه جداگانه داده شود این امر ظهور در استقلال وکلا و حق اقدام انفرادی دارد بر اساس رای وحدت رویه دیوان عالی کشور قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری درباره الزامی شدن حضور وکیل در دادگاه ها توسط ماده ۳۱ قانون آیین دادرسی مدنی نسخ ضمنی شده است و آیین نامه  موضوع اجباری شدن حضور وکیل در محاکم که ناظر بر قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری است قابلیت اجرا ندارد در نتیجه به حالت در دعاوی حقوقی اختیاری به اشخاص می توانند در دعاوی وکیل معرفی کنند یا شخصاً  دعوی را طرح یا دفاع کنند.

همچنین شما عزیزان میتوانید با راهنمایی از وکیل در شیراز نیز راه خود را بهتر و مفید تر بیابید


قلمرو تعهدات وکیل، در برابر موکل و تخلفات انتظامی وکیل

برای اینکه  بتوان عدم اجرای تعهدات یک وکیل را اثبات نمود  وتخلف او را محرز دانست  ابتدا بایدمیزان مسئولیت وکیل را مورد بررسی قرار دهیم,  گفته می شود در هر بنده تعهد به نتیجه است,
تقسیم تعهدات به تعهد به وسیله و تعهد به نتیجه  از ابداعات دموگ,  حقوقدان فرانسوی است این تقسیم بندی اعتبار قصد مشترک طرفین از انعقاد قرارداد به منظور آنان می باشد صورت گرفته است لیکن در بعضی از قراردادها و تعهدات طرفین از شفافیت کافی برخوردار نبوده و به آسانی نمی توان نوع تعهد متعهد را از جهات فوق تعیین نمود تعهدات وکیل در برابر موکل را باید یکی از مصادیق مشتبه این قاعده دانست.
زیرا در مواردی که وکیل برای اقامه دعوا و دفاع از حقوق موکل از زندگی قبول وکالت می‌نمایند تعهد او به تقدیم دادخواست تعهد به نتیجه است که باید آن را انجام دهد لیکن نسبت به پیروزی در دعوا تعهد و صرفاً ناظر به اعمال  مهارتهای حقوقی خود و کوشش در راه وصول به مطلوب است بنابراین در مورد قسمت اول تعهدات بین اجرای وکالت تنها با دادن دادخواست کامل و به جریان انداختن دعوا تحقق می‌یابد ولی در مورد سرنوشت دعوا همین اندازه که معلوم گردد و مراقبت های لازم را در حدود متعارف معمول داشته است برای اثبات اجرای تعهد از ناحیه او کافی است هر چند نتیجه دعوا به ضرر موکل می باشد به عبارت دیگر تحولات وکیل را باید به کارهای مقدماتی لازم که برای حصول نتیجه مطلوب انجام آنها ضروری است و نتیجه غایی مورد نظر موکل از قرارداد وکالت تقسیم نمود زیرا کارهای مقدماتی اجرایی از قبیل تقدیم دادخواست دادرسی و اعتراض نسبت به تصمیمات دادگاه و هرگونه اقدام دیگری که برای یک دادرسی منظم ضروری است و انجام آن را از وظایف و  یا حق طرفین دعوا هست تنها با انجام آنها تحقق می یابد بنابراین در حال وکیل به انجام آنها از نوع تعهد به نتیجه از لیکن چون برای حصول نتیجه مطلوب انجام کارهای مقدماتی لازم برای یک دفاع خوب کافی نبوده و عوامل دیگری از جمله نظر قضایی منطبق بر نظر کارشناسی و وکیل نقش تعیین‌کننده در سرنوشت دعوا را دارد تحقق نتیجه مطلوب کاملا در اختیار وکیل می باشد بنابراین باید این بخش از تعهدات وکیل را از نوع تعهد به وسیله دانست در این مورد باید بین تعهداتی که وکیل در نقش مشاور حقوقی در برابر مراجعین دفتر خود دارد و تعهدات بی هنگامی که وظیفه دفاع از دعوای را به عهده می گیرد و قائل به تفکیک شد.
زیرا همانگونه که پیشتر نیز ذکر آن رفت وکیل در نقش مشاور حقوقی در حکم مدیر یک موسسه عرضه خدمات است،
که مانند یک متخصص در حرفه خود باید آثار و تبعات اجرای نظرات مشورتی خود را پیش‌بینی نمایند و تعهد بیل در صحبت و راهنمایی های حقوقی مراجعین خود از نوع تعهد به نتیجه است و نمی‌تواند با این توجیه که نظرات به جنبه مشورت داشته و طرف مشورت گیرنده مختار در اعمال به اجرای آن بوده است نسبت به نتایج حاصل از راهنمایی های مزبور ,خود را غیر مسئول بداند مگر آنکه به وجود اختلاف نظر بین حقوقدانان در موضوع مورد نظر تصریح نمایند.
توجیه منطقی این نظر این است که مسئولیت عرضه کنند گان خدمات از جمله خدمات حقوقی مشاوره‌ای تلویحاً متضمن حسن اجرای تعهد نیز می باشد و دکترین حقوقی بلژیک که خدمات مشاوره وکلا را ارائه خدمات فکری و دفتر حقوقی آنرا موسسه عرضه این قبیل خدمات می داند ظاهراً به همین اعتبار ایجاد شده است و به همین دلیل کانون وکلای دادگستری ایران نیز وظیفه مشاوره حقوقی را حساس تر و سنگین تر از وکیل دانست به استفاده از عنوان مشاور حقوقی را مشروط به داشتن حداقل ۱۰ سال سابقه کار وکالت دانسته بود اتخاذ این تدبیر توسط کانون وکلا به جهت اعتمادی که استفاده از این عنوان می تواند در اشخاص ایجاد نماید زیرا صلاحیت وکیل به عنوان مشاور حقوقی متضمن این معناست که وی با بینش وسیع و جامعه ای که از ابعاد حقوقی یک مسئله حقوقی می تواند داشته باشد به خوبی قادر از بازتاب‌های قانونی هر اقدامی را پیش بینی نماید.
این وکیل در نقش مشاور حقوقی نمی تواند نتایج نامطلوب راهنمایی های خود را چنانچه ناشی از بی اطلاعی از موازین قانونی و قضایی باشد و غیر مرتبط با خود بداند لیکن در مواردی که وکیل از سوی یکی از طرفین وظیفه تعقیب یا پاسخگویی دعوایی را به عهده می‌گیرد حسب مورد ممکن است تعهد بی ناظر به نتیجه یا به وسیله باشد،
موارد زیر را  می‌توان تعهد وکیل به نتیجه دانست.
احراز ذینفع بودن موکل طرح دعوا موضوع ماده ۲ قانون آیین دادرسی مدنی رعایت موارد زیر ایراد موضوع ماده ۸۴ به بعد قانون آیین دادرسی مدنی انتخاب قالب حقوقی متناسب به طوری که دعوی موکل یا دفاع مربوط به آن از نظر قانونی قابلیت استماع داشته باشد و رعایت مواد ۵۱ و ۵۲ و ۵۷ و ۵۸ و ۵۹ و ۶۰ قانون آیین دادرسی مدنی در طرح دعوا و انجام دستورات دادگاه  در مهلت های قانونی و........


تخلفات انتظامی وکیل به چه معناست؟

نخستین بار قانونگذار در قانون وکالت مصوب به بهمن ماه سال ۱۳۱۵ نگرشی به این موضوع داشته تیم ۱۰۳۹ مقرر نمود وکیل حق ندارد آبی را به طور مصانعه یا در تظاهر به اسم دیگری و در باطن به نام خود انتقال گیرد این قبیل دابی در محکمه پذیرفته نخواهد شد و متخلف مجازات انتظامی از درجه ۴ به بالا محکوم خواهد شد.
متعاقباً با تصویب نظام‌نامه قانون وکالت در سال ۱۳۱۶ رویکرد صریحی به این موضوع شد ماده ۸۰ از فصل ششم نظام نامه زمان تشدید مجازات مقرر داشت شرکت  مدعی به, برای وکلای عدلیه ممنوع است و متخلف به مجازات انتظامی از درجه ۴ به بالا محکوم خواهد شد و در صورتی که ثابت شود این عمل به طور ساختگی  انجام یافته از قبیل آن که شرکت در مدعا به نام دیگری است و در باطن مربوط به خود وکیل می باشد درجه ۵ به بالا خواهد بود.
همانگونه که ملاحظه می شود در قانون وکالت تعیین مجازات صرفاً ورود مصانعه ای،  بود لیکن برابر نظامنامه علاوه بر تشدید مجازات در ورود تصنعی صرف شرکت در مدعا به ,  ایران نیز برای وکلا ممنوع متخلف را به مجازات انتظامی از درجه ۴ به بالا محکوم می نماید به نظر می‌رسد در این حساسیت مقنن در  تشدید و تقبیح مصنوعی وکیل در دعوی و مشارکت در مدعا به,  و منزلت وکیل و جایگاه رفیعی آن در جامعه  باز می گردد.
در شرایطی که وکیل ابتدائاً مبادرت به عقد قرارداد جداگانه نموده و طی آن خود را در مدعی به تصحیح می‌کند قانون سهمی در موضوع دعوا دارد لیکن بر خلاف قاعده دیگری را معرفی می‌کند حال آنکه بخشی از موضوع دعوا طبق توافق متعلق به وکیل است و از آنجایی که برابر سوگند یاد شده وکیل از هرگونه حیله و نیرنگ بایستی به دور باشد و راستی و صداقت را سرلوحه کارهای خود قرار دهد چنین اقدامی که زمان واقعی تلقی که اساساً شخصیت وکیل بایستی مبرا از آن باشد و به نوعی تخلف از سوگند محسوب می گردد .
در قانون وکالت و سایر قوانین, موارد تخلف وکلا قید گردیده است,  و کسی که شکایت از این موارد دارد می‌تواند به دادسرای انتظامی  وکلا مراجعه  و شکایت خود را مطرح نماید.
همچنین با توجه به اینکه عقد وکالت از جمله عقود جایز می باشد می‌توان  وکیل را عزل نمود.


عزل وکیل و استعفای وکیل و تاثیر آن بر روند رسیدگی


از جمع مواد ۳۹ و ۴۳ قانون آیین دادرسی مدنی استعفای وکیل باید در زمانی مطرح کرد که موجب تجدید جلسه رسیدگی نگردد و اگر موجب تجدید توقف در دادرسی حداکثر تا یک ماه امکان پذیر است.
بر اصل عدم تاخیر جلسه رسیدگی به خاطر علل منتسب به وکیل استثنائاتی  وارد است   و آن در صورتی است که  نیاز به اخذ توضیح از وکیل باشد یا وکیل دارای عذر موجه باشد ،
در صورتی که  وکیلی مجاز در تجدید نظر باشد و پس از صدور یا در موقع ابلاغ رای استعفا دهد و به موکل ابلاغ می‌شود اما از ابتدای تاریخ تجدیدنظر از تاریخ ابلاغ به وکیل محاسبه می شود مگر اینکه موکل اثبات نمایند از استعفای وکیل بی اطلاع بوده است در مورد فوق دادخواست تجدیدنظر وکیل مستعفی پذیرفته میشود،
و مدیر دفتر  کتباًبه موکل اخطار می‌کند تا شخصا رسیدگی نمایند لازم به ذکر است اگر وکیل بعد از ابلاغ رای و قبل از انقضاء مهلت تجدیدنظرخواهی فوت کند ابتدای مورد تجدید نظر از تاریخ ابلاغ موبایل می باشد زیرا با توجه به ختم دادرسی و صدور رای در آن به کارت شخص جدیدی در محدوده پذیرفته نمی شود که بتوان  را ی را به اوابلاغ نمود بنابراین رای باید به موکل ابلاغ گردد.
در صورت فوت یا ممنوعیت از وکالت وکیل پس از ابلاغ رای و قبل از انقضای مدت و به موکل ابلاغ محاسبه مهلت اعتراض از تاریخ ابلاغ به موکل می باشد در صورت نیز که طرفین دعوا وکیل معرفی نمایند حضور اصحاب دعوا در جلسه دادگاه اختیار خواهد بود مگر آنکه دادرسی حضور آنان را لازم بداند،

پایان سخن در مقاله تخلفات انتظامی وکیل

برابر اصل ۲۵ قانون اساسی در همه دادگاه ها طرفین دعوی حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشند باید برای آنها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد.

قانون مدنی مصوب سال ۱۳۰۷ مواد ۶۵۶ به بعد موارد و شرایط و تعهدات وکیل را  عنوان داشته است.

برابر این مقررات, هرگاه از تقصیر وکیل خسارتی به موکل متوجه شود یا مسبب آن محسوب گردد مسئول خواهد بود
همچنین وکیل باید در تصرفات اقدامات خود مصلحت موکل را رعایت نموده و آن چیزی که موکل سریعاً به اختیار داده یا بر حسب عرف و عادت و سایر مقررات جزو اختیارات است تجاوز نکند.

بنابراین آنچه مشاهده می گردد این است که اگر وکیل از انجام تعهدات خود, سربازند, وکیل در پرونده به نتیجه می باشد اما اگر موضوع دفاع موارد  تخلف وی محرز گردد, قابل محاکمه بوده باید جبران خسارت نماید, و برای این امر می‌توان  به دادسرای انتظامی وکلا مراجعه نمود.

ماده ۶۷۸ قانون مدنی نیز عنوان داشت وکالت به   عزل موکل،   خاتمه می یابد،
همانگونه که توضیح داده شد به دلیل اینکه عقد وکالت از انواع عقود جایز میباشد،  لذا  موکل میتواند به اختیار خود وکیل را در هر زمان عزل نماید. و  به موضوع عقد وکالت خود پایان دهد،
که در خصوص  تاثیر عزل وکیل دادگستری در سیر مراحل  دادرسی توضیحات لازم داده شد.

image
JM
نویسنده این مطلب

مهدی حنیور

ارسال دیدگاه

کاربر عزیز برای ارسال دیدگاه ابتدا باید عضو یا وارد شوید

عضویت / ورود
 
دیدگاه ها
این مطلب نظری ندارد